آموزش قرآن
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اسفند 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            



بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com




جستجو





Random photo

دل نوشته ای با امام رضا





کاربران آنلاین

  • تنهایی
  • خادم الزهراء
  • بهاره شيرخاني
  • عقیق




  • کاربران تصادفی





    حدیث موضوعی

    حدیث موضوعی



    اوقات شرعی



      پرسش و پاسخ ( غیبت کردن )2   ...

    ادامه مطلب…

    سوال:چرا غیبت از زنا بدتر است ؟

    جواب : وقتی کسی غیبت می کند با این کار ، دو حق را ضایع می کند اول از همه چون دستور الهی را زیر پا می گذارد در حالی که خدا فرموده است: «غیبت نکنید » . حق خدا بر گردن ما این است که فرمانش را اطاعت کنیم و با سرپیچی از فرمانش حقش را تضییع کرده ایم . راه جبرانش توبه است و با توبه ی واقعی خدا از گناه او می گذرد .اما حق دومی هم با غیبت کردن ضایع می شود و آن حق شخص غیبت شونده است که عنوان حق الناس دارد و حق الناس فقط گره اش به دست همان ناس باز می شود و برای همین هم هست که غیبت از زنا بدتر است چون زنا فقط حق الله را دارد ولی غیبت حق الناس هم دارد . و از طرفی زنا را در نهانی انجام می دهند ولی غیبت ، اصلا خاصیت انجامش این است که در جمع صورت می گیرد.

    سوال :در روایتی آمده است که : « نشستن در مسجد به انتظار نماز عبادت است تا زمانی که از او حَدَثی سر بزند .» منظور از این حَدَث چیست ؟

    جواب:وقتی از حضرت در این باره سوال شد ایشان فرمودند منظور، غیبت کردن است .

    سوال : شکل آخرتی غیبت در معراج چگونه بوده است ؟

    جواب:  حضرت علی به نقل از نبی اکرم صلوات الله علیه فرمودند : در معراج جماعتی را دیدم که لب ها و دهان هایشان به قیچی هایی از آتش بریده می شد .سوال شد این ها چه کسانی هستند ؟ فرمودند : این ها کسانی هستند که غیبت مردمرا می کنند .

    سوال : اثر منفی غیبت کردن از انسان های برگزیده چیست ؟

    جواب : در روایتی آمده است که : از زشت ترین پستی ها غیبت کردن از نیکان است .

    از آن جایی که انسان های برگزیده تاثیر بسزایی در جامعه دارند و غیبت کردن آنها اثرات منفی بیشتری در جامعه می گذارد بنابراین با غیبت کردن از آنها دیگر اعمال خوب آنها نیز زیر سوال می رود و اقبال به خوبی ها در جامعه کمرنگ می شود .

    ادامه دارد…..

     

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [جمعه 1397-04-29] [ 06:03:00 ب.ظ ]





      پرسش و پاسخ ( غیبت کردن )   ...

    سوال : رابطه اهل ایمان در قرآن با چه عنوانی آمده است ؟

    جواب : در قرآن در سوره حجرات می فرماید : انما المومنون اخوه … مومنین برادر هستند .

    معنای اخوت ( برادری ) بر اساس ریشه اش که کلمه (أخ) می باشد دارای سه معنی است : 1- شباهت 2- تلازم و وابستگی 3- قصد و نیت

    و اینکه می فرماید مومنین برادر هم هستند بر اساس هر یک از این سه معنی قابل انطباق است .با این توضیح که : مومنین در قبله و کتاب و مکتب با هم شباهت دارند -

    مومنین بر اساس ایمانشون با هم تلازم و پیوستگی دارند -

    مومنین بر اساس یک قصد و هدف در مسیر ایمان حرکت می کنند.

    نتیجه : بر این اساس وقتی در آیه 12 سوره حجرات از غیبت نهی می کند در ادامه می فرماید کسی که غیبت برادر مومنش را می کند گوشت برادرش را می خورد در حالی که او مرده است .

    سوال : مفهوم غیبت در تقابل با چه چیزی قرار دارد ؟

    جواب : غیبت در تقابل مستقیم با آبروی انسان ها است یعنی کسی که از دیگری غیبت می کند مستقیما آبروی مومن را نشانه می گیرد .

    سوال :غیبت یعنی چه ؟

    جواب : این که در غیاب کسی عیبی از او را بگویی که کسی از آن خبر ندارد

    سوال : غیبت از مقوله ی گفتار است ؟

    جواب : غیبت از مقوله ی گفتار نیست یعنی فقط اینکه با زبان پشت کسی حرف بزنی غیبت حساب نمی شود بلکه حتی اگر به اشاره یا رفتار و کردار هم عیب کسی را آشکار کنی این هم غیبت است .این مساله در سوره همزه آمده است که می فرماید : « ویل لکل همزه لمزه » منظور از ( همز) بیان عیوب دیگران به زبان است و ( لمز) به معنای بیان عیوب دیگران با ایماء و اشاره است .

    سوال : آیا راضی بودن غیبت شونده باعث جواز غیبت می شود ؟

    جواب : اینکه برخی می گویند فلانی خودش هم میداند که درباره ی او حرف می زنم و بدگویی می کنم این باعث جواز غیبت نمی شود .البته شاید عقوبت اخروی آن را تخفیف دهد ولی باعث جواز غیبت کردن نمی شود .

    سوال : آیا اگاهی شنونده ی غیبت از عیب غیبت شونده باعث جواز غیبت می شود ؟

    جواب : اینکه طرف مقابل که غیبت را می شنود از عیب شخص غایب مطلع باشد باعث جواز غیبت نمی شود یعنی بازگویی آن عیب در غیاب شخص جایز نیست . جواز غیبت در جایی است که آن فرد عیبش را در بین همگان خودش آشکار کرده و از آن ابایی نداشته است .

    سوال : حرمت غیبت شامل غیر مسلمانان هم می شود ؟

    جواب : غیبت کردن از مسلمان حرام است اما غسبت کردن از غیر مسلمانان هم اشکال اخلاقی دارد یعنی رعایت اخلاق حکم می کند که در غیاب غیر مسلمان هم بدگویی نکنیم .

    ادامه دارد……

     

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [سه شنبه 1397-04-19] [ 11:46:00 ق.ظ ]





      غیبت کردن   ...

    با سلام به دوستان عزیز همراه

    در این مطلب با ما همراه باشید برای تدبر در آیات قرآن در موضوع «غیبت »

    موضوع : غیبت کردن

    آیه قرآن : یا ایها الذین آمنو ا اجتنبوا کثیرا من الظن ان بعض الظن اثم و لا تجسسوا و لا یغتب بعضکم بعضا ایحب احدکم ان یاکل لحم اخیه میتا فکرهتموه واتقواالله ان الله تواب رحیم .( 12 حجرات )

    سوالات :

    خطاب آیه به کیست ؟

    آیات مرتبط با موضوع غیبت کدام آیات است ؟

    منشاء غیبت چیست ؟

    پیشگیری و جبران غیبت چگونه ممکن است ؟

    احادیثی با موضوع غیبت و عواقب آن کدام است ؟

    غیبت مجاز هم داریم ؟

    چرا غیبت از زنا بدتر است ؟

    تعریف غیبت :

    غیبت از مصدر اغتیاب : پنهان شدن  می باشد و معنی لغوی غیبت : در غیاب کسی سخن گفتن است .

    در روایت هم تعاریفی برایغیبت شده است .

    * درباره کسی چیزی بگوییم که دوست ندارد او را با آن قضیه یاد کنند یعنی از مطرح شدن آن مساله در غیاب خودش کراهت دارد .

    *بازگو کردن عیب و نقصی در کسی که خدا آن عیب را پنهان نگاه داشته است .

    جمع بندی : هر عیب یا نقصی که در کسی باشد و تو در غیاب او بگویی غسبت محسوب می شود .

    تدبر در آیه :

    خطاب آیه به مومنین است : «یا ایها الذین آمنوا» یعنی اینکه شما ممکن است مومن باشی یعنی خدا و پیامبر و قیامت را قبول داشته باشی و اهل نماز و روزه هم باشی اما دچار این نقیصه و گناه هم بشوی یعنی احتمال ابتلا وجود داشته است که خدا تذکر داده است به مراقبت کردن .

    در آخر همین آیه هم فرموده است « و اتقوا الله »: تقوا داشته باشید و غیبت نکنید یعنی ایمان به تنهایی نمی تواند مانع گناه بشود بلکه باید همت کنید و یک کار عملیاتی انجام دهید و آن کار عملیاتی ، تقواپیشگی است یعنی مراقبت و جهد کنید تا دچار نقیصه  ای مثل غیبت نشوید .

    من و شما ایمان داریم و علم هم داریم و می دانیم که غیبت از زنا هم بدتر است و غیبت کننده منافق است و شکل برزخی غیبت اینگونه است که گوشت مردار برادر دینی خود را می خوریم و خیلی مطالب دیگری که در احادیث آمده است را بارها خوانده ایم و علم تئوری آن را داریم .اما باز هم گرفتار و اسیر غیبت می شویم پس باید یک کلاس تقویتی برویم و آن هم کلاس تقوا پیشگی است .

    مثل این که شما کلاس تئوری رانندگی را شرکت کرده اید اما اگر الان پشت ماشین بنشینید نمی توانید ماشین را کنترل کنید و احتمال خسارت بالا است و وقتی دوره عملی را شرکت می کنید و تمرین مداوم می کنید احتمال خسارت را پایین می آورید یا مثلا دانش آموزان و دانشجویانی که رشته های فنی را می خوانند، این ها تا وقتی در دوره کارورزی و عملی شرکت نکنند نمی توانند مهارت لازم را در رشته خود به دست بیاورند این دوره کارورزی جایی هست که در اون جا کار یاد می گیرند . دوره تقواپیشگی همان دوره کارورزی هست .

    ما با توجه و غافل نبودن از عواقب و مضرات غیبت ( که یکی از آنها از دست رفتن نیکی های ما و جایگزین شدن آنها در نامه ی اعمال فرد غیبت شونده هست ) تلاش می کنیم تا اگر موقعیت غیبت پیش آمد جلوی خود را بگیریم .اینکه درباره غیبت بدانیم و بخوانیم خوب است اما باید برنامه ای عملی پیاده کنیم تا وقتی در اشل واقعی قرار گرفتیم هم بتوانیم جلوی خود را بگیریم و این همان رسیدن به تقوا است . تقوا که می گوییم چیز عجیب و غریبی نیست که مخصوص افرادی با ظاهر دینی باشد بلکه هر مراقبت و ممانعتی کهدر خود ایجاد می کنیم برای ترک یک گناه یعنی متقی شده ایم .و اما نکاتی که به آن خوب است توجه کنیم این نکات هستند :

    1- این موضع ( موضع غیبت ) موضع خطرناکی است پس در مسیر مبارزه با این نقیصه ، تا می توانیم خود را از قرار گرفتن در چنین موقعیتی دور نگه داریم . ما هنوز ایزوله نشده ایم پس تا می توانیم نباید در محیط ویروس دار وارد شویم . شما اگر بدانید در محیطی یک بیماری یا ویروس خطرناک وجود دارد و اگر کسی واکسن آن را نزده باشد و به آن محیط برود به آن ویروس مبتلا می شود ، برای حفظ جان خود محال است (به امید احتمالات و اینکه انشاء الله مبتلا نمی شویم ) به آن محیط و مجلس قدم بگذارید .  پس برای حفظ روح ایمانی خودمان اولین قدم این است که تا می توانیم و امکانش هست در محیط هایی که قطعا می دانیم بر پایه غیبت پیش می رود قدم نگذاریم .

    2- گاهی اختیار با ما نیست و بدون اینکه بخواهیم در مجلس و جمعی قرار می گیریم که در آن غیبت کسی یا کسانی را می کنند . در چنین مجلسی اولین عکس العمل نباید ترک مجلس باشد بلکه اگر می توانیم باید اول از همه، سایرین را منع کنیم ( البته با نرمی ) و اگر نشد و تاثیری نداشت موضوع صحبت را عوض کنیم و اگر هیچ یک از این ها اثر نداشت مجلس را ترک کنیم و خود را نجات دهیم . تا مدتی که به چنین رفتاری ادامه بدهیم برای سایرین هم شرطی می شود که در حضور ما غیبت نکنند .

    پیش گیری بهتر از درمان است :

    اگر مبتلا به غیبت هستیم می توانیم در اولین قدم برای جلوگیری از غیبت های بعدی ، هرروز مطالبی درباره غیبت و عواقب آن بخوانیم .

    برای کسی که می خواهیم از او غیبت کنیم در همان لحظه به جای غیبت کردن دعا کنیم . و سعی کنیم محاسن و خوبی های او را بنویسیم یا بگوییم .

    آنچه باعث غیبت می شود از جهت روانی ، حسد ، خود برتر بینی و گاهی خشم است . برای جلوگیری از بروز غیبت باید این زمینه ها را از بین ببریم .

    همه ی اینها کارهای تمرینی است و اگر حقیقتا قصد دور شدن از این گناه را دارم باید همت کنیم و همین تمرین های حداقلی را انجام دهیم .

    استغفار کردن برای شخصی که می خواهیم غیبت او را بکینم یا حتی غیبت اورا کرده ایم نیز مناسب می تواند باشد .

    انواع غیبت :

    غیبت ، چهار نوع است

    1- گفتاری : این نوع غیبت با زبان است و در آیه ای از قرآن هم آمده است که : لا یحب الله الجهر بالسوء من القول … ( 148 نساء): خدا دوست ندارد بدی های دیگران را آشکار کنید

    و ما با غیبت همین کار را می کنیم و در مقابل فرمان صریح خدا قد علم می کینم .

    2- رفتاری : در آیه ابتدایی سوره همزه آمده است : ویل لکل همزه لمزه : وای بر هر عیب جوی طعنه زننده

    منظور از همزه : کسی است که عیوب ظاهری دیگران را می گوید یا منظور از همزه کسی است که با زبان ، به عیب جویی دیگران می پردازد .

    منظور از لمزه : کسی است که عیوب پنهان دیگران را بیان می کند یا منظور از لمزه ، کسی است که با اشاره و غیر زبانی به عیب دیگران اشاره می کند .

    در آیه 11 از سوره حجرات هم فرمود : و لا تلمزوا انفسکم

    3-نوشتاری : اینکه در نامه ای از کسی بدگویی کنیم یا از طریق پیامک این کار ار بکنیم یا شب نامه بنویسم و این کار را بکینم همه اش غیبت است

    4- شنیداری : وقتی درباره کسی چیزی نمی گویی ولی با اشتیاق به حرف هایی که درباره دیگری می گویند و از او بدگویی می کنند گوش می سپاری در گناه غیبت شریکی و اصلا در حدیث است که شنونده غیبت مانند گوینده ی آن است : مستمع الغیبه کقائلها .

    البته مستمع یعنی کسی که با دقت و تمایل گوش کند بنابراین اگر در اجبار و بدون اینکه راهی داشته باشی فقط به گوشت خورد مشمول شنونده غیبت نمی شوی .

    تضییع دو حق با یک گناه :

    با غیبت کردن دو حق را ضایع می کنیم اول از همه چون دستور الهی را مبنی بر ترک غیبت زیر پا م یگذاریم و مرتکب این گناه کبیره می شویم اینجا به جنگ با خدا رفته ایم و حق خدا را زیر پا گذاشته ایم . و راه نجاتمان و جبران این حق ، توبه است و توبه واقعی که قصد و عزم تکرار نکردن گناه در آن باشد انشا ء الله از جانب خدای رحمان پذیرفته می شود و خودش در آخر آیه 12 حجرات وعده فرمود که : ان الله تواب رحیم

    اما حق دومی که با غیبت کردن ضایع می شود حق الناس است و حق الناس فقط به دست صاحب حق بخشوده می شود . دل خوش نباشیم که در قیامت ، ثواب اعمالمان را در پرونده ی غیبت شونده منتقل می کنند و تمام میشود چون معلوم نیست چقدر عمل مقبول در پرونده داریم و اصلا هم وزن حق الناس هایی که بر گردن داریم میشود تا راه خلاصی ما باشد یا نه . پس تا دستمان از دنیا کوتاه نشده است حق الناس را که یکی از آنها همین غیبت ها هست جبران کنیم .

    برای جبران حق الناس اگر امکانش هست مستقیم یا غیر مستقیم از شخص غیبت شونده حلالیت بگیریم حالا حتما هم لازم نیست به او بگوییم که من غسبت تورا کردم چون همین ممکن است باعث کینه ورزی و بی اعتمادی بین افراد بشود . بنابراین به شکلی که مفسده ای به دنبال نداشته باشد از او حلالیت بطلبیم و اگر اصلا دسترسی نداشتیم یا مفسده در پی داشت برای او استغفار یا هر عمل عبادی دیگری را نیابت کنیم تا در پرونده اعمال او ثبت شود .یا در نزد دیگران از خوبی های او بگوییم و امید داشته باشیم که خدا ما را بیاکرزد و در دل آن صاحب حق هم گذشت از ما را قرار دهد .

    برای همین است که طبق روایات ، غیبت از زنا هم بدتر است چون در گناه زنا فقط پای حق خدا درمیان است و با توبه انشاء الله بخشوده می شود ولی در غسبت حق الناس هم هست و این دیگر در دست بنده خدا است و معلوم نیست که ببخشد یا حتی ما امکان و موقعیت طلب بخشش از او را به دست آوریم .از طرفی زنا را درنهان انجام میدهند ولی غیبت ، خاصیتش این است که در جمع صورت می گیرد و محقق می شود . من وقتی با خودم به تنهایی بدی کسی را زمزمه می کنم که غیبت محقق نمی شود .همین که شخص دومی در کنار من حاضرباشد و در حضور او از دیگری بدگویی کنم غیبت محقق می شود .

    امید به این داریم که خدا همه ی ما را از این گناه و نقیصه ای که بهشت مارا می سوزاند و به جهنم مبدل می کند نجات دهد با قرار گرفتن در کلاس کارورزی و تمرین تقوا پیشگی .

     

     

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [جمعه 1397-03-18] [ 12:47:00 ب.ظ ]





      آموزش رایگان قرآن در تمامی رشته ها   ...

    با سلام و تبریک عید باسعادت غدیر .به اطلاع می رسانم جهت استفاده از آموزش رایگان قرآن در تمامی رشته ها با شماره 09127753488 در تلگرام و یا ارسال پیامک ارتباط برقرار نمایید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1396-06-16] [ 02:33:00 ب.ظ ]





      بخش چهارم:تجوید تکمیلی   ...

    بخش چهارم:تجوید تکمیلی
    پس از اتمام برخی قواعد تجویدی در بخش تجوید که بخش عمده ای از قواعد را شامل می شد اکنون در این بخش به آموزش قواعدی پرداخته می شود که قواعدی تکمیلی است و نکات ریز و دقیقی را در قرائت به ما می آموزد .

    بهتر است در این سطح از تجوید ، قرآن آموزان ، شیوه ی مرتل خوانی را از طریق تقلید از قرائت ترتیل یکی از اساتید ، تمرنی داشته باشند و به این صورت هم به زیبایی قرائتشان بیفزایند و هم اینکه قرائت آنها در ریتم و وزن آهنگ درستی باشد.

    گام اول: قواعد تکمیلی ادغام
    مربی : تا کنون قواعد مربوط به ادغام در نون و میم ساکنه را یاد گرفتید .اکنون به بیان قواعد ادغام در سایر حروف می پردازیم .

    ادغام بر سه نوع است :

    *ادغام متماثلَین: متماثلَین ، دو حرف مثل هم هستند و هرگاه دو حرفی که مثل هم هستند، اولی ساکن باشد و دیگری متحرک باشند ، این دو حرف در هم ادغام میشوند و مشدد خوانده می شود.به مثال های زیر توجه کنید : 

     ( کَم مِن ) که در هنگام خواندن، میم اول در میم دوم، ادغام می شود یعنی میم اول را نمی خوانیم و در عوض ، میم دوم را به صورت مشدد می خوانیم :  کَمِّن

     ( بَل لا ) که در هنگام خواندن، لام اول در لام دونم ادغام می شود یعنی لام اول خوانده نمی شود و لام دوم به صورت مشدد خوانده می شود : بَلَّا

    ( أو وَزَنوهم ) که در هنگام خواندن، واو اول در واو دوم، ادغام می شود یعنی واو اول خوانده نمی شود و واو دوم به صورت مشدد خوانده می شود : أوَّزَنوهُم 

    این ادغام، در تمامی حروفی که مثل هم باشند و پشت سر هم بیایند و اولی ساکن باشد و دومی متحرک باشد انجام میشود .

    *ادغام متجانسَین: متجانسَین ، دوحرف هم جنس هستند یعنی دو حرفی که مخرج آنها یکی است و فقط در بعضی صفات با هم فرق دارند مثل دو حرف ( ع – ح ) یا دو حرف ( ء – ه )

    ولی ادغام متجانسین بین همه ی حروف متجانس یعنی هم مخرج ، اتفاق نمی افتد بلکه در برخی از آنها پیش می آید که ما نیز فقط به ذکر همان گروه از حروف هم مخرج که در همدیگر ، ادغام میشود خواهیم پرداخت .موارد ادغام متجانسین در قرآن ، خیلی معدود است بنابراین در ادامه فقط آن نمونه هایی از متجانسین را نام می بریم که شاهد مثال های قرآنی دارند .

    حروف ( د – ت – ط ) : این حروف ، از حروف متجانس هستند که اگر دو تا دو تا ، پشت سر هم بیایند و اولی از آن دو ساکن باشد و دومی ، متحرک باشد در این صورت در هم ادغام میشوندو اولی را نمی خوانیم و در عوض ، دومی را مشدد می خوانیم .به مثال های زیر توجه کنید :

    «ودَّت طائفه» : در هنگام خواندن ، حرف (ت ) خوانده نمی شود و در عوض حرف ( ط ) مشدد خوانده می شود : ودّطَّائفه  

    « قَد تَبَیَّنَ » : در هنگام خواندن ، حرف (د) خوانده نمی شود و در عوض ، حرف ( ت ) مشدد خوانده می شود : قَتَّبَیَّنَ

    و نمونه های دیگری از ادغام این سه حرف در همدیگر عبارتند از :

    نکته : ادغام ( ط ) در ( ت ) و (د ) نمونه قرآنی دارد اما از نوع ادغام ناقص است چون حرف ( ط ) از دو حرف دیگر ، قوی تر است .

    حروف ( ذ – ث – ظ ) : این حروف ، از حروف متجانس هستند که اگر دو تا دو تا ، پشت سرهم بیایند و اولی از آن دو ساکن باشد و دومی ، متحرک باشد در این صورت در هم ادغام میشوندو اولی را نمی خوانیم و در عوض ، دومی را مشدد می خوانیم .به مثال های زیر توجه کنید : 

    « یَلهَث ذَالِک » : در هنگام خواندن ، حرف ( ث ) خوانده نمی شود و در عوض ، حرف ( ذ ) مشدد خوانده میشود : یلهَذَّالِک

    « إِذ ظَلَموا » : در هنگام خواندن ، حرف ( ذ ) خوانده نمی شود و در عوض ، حرف ( ظ ) مشدد خوانده میشود : إِظَّلَمُوا

    نکته :نمونه های دیگری از ادغام این سه حرف در همدیگر عبارتند از :

    *ادغام متقاربَین: متقاربَین ، دو حرف قریب المخرج هستند یعنی دو حرفی که مخرج آنها در نزدیکی هم است و آن دسته از حروف قریب المخرج که بین آنها ادغام ، صورت می گیرد عبارتند از : ( ق – ک ) و

    ( ل – ر ) و ( ن – ر ) که کلمات معدودی از قرآن هستند که در آنها این حکم پیش می آید و آنها عبارتند از :

     (ألَم نَخلُقکُم ) : در این کلمه حرف قاف را نمی خوانیم و در عوض ، حرف کاف را مشدد می خوانیم : أَلَم نَخلُکَّم

     (بل رَبُّکم ) : در این کلمه حرف لام خوانده نمی شود و درعوض ، حرف راء را مشدد می خوانیم : بَرَّبُّکُم

     ( مِن رَبّی ) : در این کلمه حرف نون خوانده نمی شود ودر عوض ، حرف راء را مشدد می خوانیم : مِرَّبّی

    نکته : دو عبارت در قرآن هست که این حکم در آ« اجرا نمی شود به دلیل قاعده ی سکت که باید در آن پیاده شود و مانع از ادغام می شود :

    ( بل رانَ )

    ( مَن راقٍ )

     

    گام دوم: قواعد تکمیلی تفخیم و ترقیق
    پیش از این در بخش روخوانی با هشت حرفی که الف در کنار آنها درشت و پرحجم تلفظ می شد و به تَبَعیت ا زاین حکم ، فتحه هم در این هشت حرف ، درشت وپرحجم تلفظ می شد آشنا شدید.علت اجرای چنین حکمی این است که این حروف والبته 7 حرف ( ص ض ط ظ غ ق خ ) حروف استعلاء هستند و حرف ( ر ) نیز از حروفی است که حکم تفخیم در حالتهای مختلف حرکتیِ آن ، اجرا می شود لذا در دوره روخوانی حرف ( ر ) هم در کنار هفت حرف استعلاء قرار گرفت و حکمشان در قالب قاعده ی هشت حرف ،بیان شد. اکنون میخواهیم به تکمیل این مبحث بپردازیم .

    مربی :

    تفخیم یعنی درشت و پرحجم شدن و ترقیق هم نقطه مقابل آن است .وقتی در حرفی قرار است حکم تفخیم اجرا شود به این معنی است که در هنگام تلفظ آن حرف ، دهان باید پرحجم شود گویی یک آدامس را در داخل دهانتان باد کرده اید و این در حالی است که دهان شکل عمودی به خود می گیرد .این حالت در سه مجموعه از حروف اتفاق می افتد :

    1-در 7 حرف استعلاء که عبارتند از ( ص ض ط ظ غ ق خ ) در هنگامی که با الف و با فتحه آمده باشند .مثال:

    صادِقٌ – صَدَقَ –

    ضاحِکٌ – ضَحَکَ –

    طارِقٌ – طَرَقَ-

    ظاهِرٌ – ظَهَرَ-

    غاسِقٌ – غَسَقَ –

    قادِرٌ – قَدَرَ –

    خاسِرٌ – خَسَرَ -

    2-در حرف لام در لفظ جلاله ی (الله ) در هنگامی که حرکت ماقبل آن ، فتحه و یا ضمه باشد که البته نام تفخیم را در اینجا تغلیظ می گذارند .مثال: مِنَ اللّه – لَهُمُ اللّه

    3-در حرف راء در هنگامی که در حالات زیر باشد :

    ·        راء مفتوحه ( الرَّحمَان  )

    ·        راء مضمومه ( تَبَیَّنَ الرُّشدُ )

    ·        راء ساکن ماقبل مفتوح ( اولوالأَرحَام )

    ·        راء ساکن ماقبل مضموم (أُرکُضُوا)

    ·        راء ساکن ماقبل ساکن ماقبل مفتوح  (وَالفَجر : در هنگام وقف بر کلمه و ساکن شدن حرف راء )

    ·        راء ساکن ماقبل ساکن ماقبل مضموم (  عُسر : در هنگام وقف بر کلمه و ساکن شدن حرف راء )

    ·        راء ساکن ماقبل الف مدی ( مِنَ النَّار : در هنگام وقف بر کلمه و ساکن شدن حرف راء)

    ·        راء ساکن ماقبل واو مدی ( وَالطُور: در هنگام وقف بر کلمه و ساکن شدن حرف راء )

    ·        راء ساکن ماقبل مکسور به شرط اینکه مابعدش یکی از حروف استعلاء باشد ( مِرصَاد)

    ·        راء ساکن ماقبل مکسور به شرط اینکه ماقبلش همزه وصل باشد. ( رَبِّ ارجِعون )

    در هر موردی غیر از موارد بالا که ذکر شد ، حکم ترقیق، جاری است .

    نکته : اکنون که در مورد الف مدی مفخم صحبت شد بهتر است از یک نوع الف مدی در قرآن هم نام ببریم وآن الف مدی در یک جای قرآن است که در آن « إماله » صورت می گیرد یعنی صدای الف مدی به صورت کسره فارسیِ کشیده شده قرائت می شود .تنها نمونه آن در قرآن در آیه  41  سوره  هود آمده است :

    بسم الله مَجراها : در کلمه « مجراها » الف مدی با تفخیم خوانده نمی شود بلکه باید با صدای کسره ی کشیده شده ی فارسی خوانده شود.

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [شنبه 1396-04-17] [ 10:16:00 ب.ظ ]





      گام چهارم: احکام نون ساکنه   ...

    گام چهارم: احکام نون ساکنه (ادغام و اخفاء و اقلاب و اظهار)
    در میان حروف الفبا ، دو حرف میم و نون ساکنه دارای احکام ویژه ای هستند که در قالب 4 حکم به نام های ادغام – اخفاء – اقلاب و اظهار ، بیان می شود.

    مربی : نون ساکن در رسیدن به هریک از حروف الفبا ، احکام متفاوتی پیدا می کند .

    *وقتی نون ساکنه به حروف حلقی برسد اظهار میشود یعنی با وضوح کامل خوانده می شود .( حروف حلقی عبارتند از : ء – ه – ع – ح – غ – خ )

    *وقتی نون ساکنه به حروف یرملون یعنی ( ی – ر – م – ل – و – ن ) برسد در این حروف ادغام می شود یعنی دیگر صدای نون شنیده نمی شود بلکه حرف بعد از آن به صورت مشدد خوانده می شود .

    *وقتی نون ساکنه به حرف ( ب ) برسد در این صورت، نون به میم تبدیل می شود یعنی اقلاب می شود.در هنگام اقلاب نون به میم ، صدای نون را نمی شنویم بلکه به جای آن صدای میم را می شنویم ولی نه میمی که با فشار کامل لبها روی هم ادا شود بلکه در هنگام ادای چنین میمی، باید بین دولب کمی باز بماند به اندازه عبور یک کاغذ ازبین لبها .

    *وقتی نون ساکنه به سایر حروف الفبا که غیر از حروف ذکر شده در حکم اظهار و ادغام و اقلاب  برسد ، در این صورت صدای نون به صورتی غیر واضح شنیده می شود یعنی در صدای حرف بعدی به نوعی مخفی میشود .نحوه تشکیل چنین حکمی این است که وقتی می خواهیم نون را ادا کنیم مخرج حرف بعدی آن را می سازیم و همزمان با این کار ، نون را از فضای خیشوم ادا می کنیم .این نوع تغییر در صدای نون ساکنه را إخفاء می گوییم

    نکته مهم : در هنگام اجرای هر یک از احکام اخفاء و اقلاب و ادغام ( البته به جز ادغام نون در لام و راء ) غنه ایجاد می شود یعنی صدا از فضای خیشوم خارج می شود و همزمان، به میزان دو ضرب باید مکث و کشش روی حرف داشته باشیم .

    احکام میم ساکنه

    در مورد میم ساکنه هم حکم ادغام و اخفاء و اظهار را داریم

    *وقتی میم ساکن به میم در کلمه دیگری برسد این دو در هم ادغام میشوند و یک میم مشدد خوانده می شود.

    *وقتی میم ساکنه به ( ب ) می رسد ، میم اخفاء میشود یعنی با فشار کامل لبها بر روی هم خوانده نمیشود بلکه از میان دو لب و در حالی که بین دو لب به اندازه عبور کاغذ فاصله ایجاد شده است ، میم را ادا می کنیم .

    *وقتی میم به سایر حروف الفبا می رسد کاملا با وضوح ، خوانده می شود.

    نکته مهم : در هنگام اجرای هر یک از احکام ادغام و اخفاء میم ، غنه ایجاد می شود یعنی صدا از فضای خیشوم خارج می شود و همزمان ، به میزان دو ضرب باید مکث و کشش روی حرف داشته باشیم.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [جمعه 1396-04-16] [ 03:37:00 ب.ظ ]





      گام چهارم :احکام نون ساکنه   ...

    گام چهارم: احکام نون ساکنه (ادغام و اخفاء و اقلاب و اظهار)
    در میان حروف الفبا ، دو حرف میم و نون ساکنه دارای احکام ویژه ای هستند که در قالب 4 حکم به نام های ادغام – اخفاء – اقلاب و اظهار ، بیان می شود.

    مربی : نون ساکن در رسیدن به هریک از حروف الفبا ، احکام متفاوتی پیدا می کند .

    *وقتی نون ساکنه به حروف حلقی برسد اظهار میشود یعنی با وضوح کامل خوانده می شود .( حروف حلقی عبارتند از : ء – ه – ع – ح – غ – خ )

    *وقتی نون ساکنه به حروف یرملون یعنی ( ی – ر – م – ل – و – ن ) برسد در این حروف ادغام می شود یعنی دیگر صدای نون شنیده نمی شود بلکه حرف بعد از آن به صورت مشدد خوانده می شود .

    *وقتی نون ساکنه به حرف ( ب ) برسد در این صورت، نون به میم تبدیل می شود یعنی اقلاب می شود.در هنگام اقلاب نون به میم ، صدای نون را نمی شنویم بلکه به جای آن صدای میم را می شنویم ولی نه میمی که با فشار کامل لبها روی هم ادا شود بلکه در هنگام ادای چنین میمی، باید بین دولب کمی باز بماند به اندازه عبور یک کاغذ ازبین لبها .

    *وقتی نون ساکنه به سایر حروف الفبا که غیر از حروف ذکر شده در حکم اظهار و ادغام و اقلاب  برسد ، در این صورت صدای نون به صورتی غیر واضح شنیده می شود یعنی در صدای حرف بعدی به نوعی مخفی میشود .نحوه تشکیل چنین حکمی این است که وقتی می خواهیم نون را ادا کنیم مخرج حرف بعدی آن را می سازیم و همزمان با این کار ، نون را از فضای خیشوم ادا می کنیم .این نوع تغییر در صدای نون ساکنه را إخفاء می گوییم

    نکته مهم : در هنگام اجرای هر یک از احکام اخفاء و اقلاب و ادغام ( البته به جز ادغام نون در لام و راء ) غنه ایجاد می شود یعنی صدا از فضای خیشوم خارج می شود و همزمان، به میزان دو ضرب باید مکث و کشش روی حرف داشته باشیم .

    احکام میم ساکنه

    در مورد میم ساکنه هم حکم ادغام و اخفاء و اظهار را داریم

    *وقتی میم ساکن به میم در کلمه دیگری برسد این دو در هم ادغام میشوند و یک میم مشدد خوانده می شود.

    *وقتی میم ساکنه به ( ب ) می رسد ، میم اخفاء میشود یعنی با فشار کامل لبها بر روی هم خوانده نمیشود بلکه از میان دو لب و در حالی که بین دو لب به اندازه عبور کاغذ فاصله ایجاد شده است ، میم را ادا می کنیم .

    *وقتی میم به سایر حروف الفبا می رسد کاملا با وضوح ، خوانده می شود.

    نکته مهم : در هنگام اجرای هر یک از احکام ادغام و اخفاء میم ، غنه ایجاد می شود یعنی صدا از فضای خیشوم خارج می شود و همزمان ، به میزان دو ضرب باید مکث و کشش روی حرف داشته باشیم.

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

     

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1396-04-14] [ 10:19:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com