آموزش قرآن
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اسفند 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            



بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com




جستجو





Random photo

دل نوشته ای با امام رضا





کاربران آنلاین

  • رضوانی
  • مدرسه نرجس دولت آباد
  • شمس
  • السَّلامُ عَلیَکِ یا فاطِمَةَ الزَّهرا (س)
  • ۶۴
  • مصطفوی
  • یار مهـــدی
  • زهرا سوري لكي
  • علی دهمرده
  • خادم الشهدا
  • امیرِعباس(حسین علیه السلام)




  • کاربران تصادفی





    حدیث موضوعی

    حدیث موضوعی



    اوقات شرعی



      درس پنجم مفاهیم   ...

    درس پنجم

    قواعد: استثناء و ادات حصر

    کلماتی هستند که ترجمه ی آنها «به جز – جز اینکه » می باشد که آن ها همان ادات استثناء هستند البته قواعدی هم دارند که در صورت ضرورت توضیح داده خواهد شد .این ادات عبارتند از:

    « إلا – غیر –سوی- خلا- عدا-حاشا » که در میان آن ها فقط مورد اول و دوم در قرآن شاهد مثال دارد

    اکنون به نمونه های قرآنی زیر توجه نمایید:

    *«إلا»

    وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُون(99 بقره)

    و به آنها جز فاسقان كفر نمى‏ورزند

    *«غیر»

    1-وَ مَنْ يَبْتَغِ غَيْرَ الْإِسْلامِ دِيناً فَلَنْ يُقْبَلَ مِنْهُ وَ هُوَ فِي الْآخِرَةِ مِنَ الْخاسِرِين(85 آل عمران)

    و هر كس جز اسلام دينى بطلبد هرگز از او پذيرفته نمى‏شود و او در آخرت از زيانكاران است.

    2-فَمَنِ اضْطُرَّ غَيْرَ باغٍ وَ لا عادٍ فَلا إِثْمَ عَلَيْه(173 بقره)

    پس كسى كه مضطر گرديد بخوردن اينها بدون تجاوز از حد كه از روى طغيان و مخالفت امر حق باشد گناهى بر او نيست

    3-وَ اضْمُمْ يَدَكَ إِلى‏ جَناحِكَ تَخْرُجْ بَيْضاءَ مِنْ غَيْرِ سُوءٍ آيَةً أُخْرى(22 طه)

    دست خود را در زير بغلت بنما بيرون ميآيد درخشان بدون عيبى و اين معجزه ديگرى است بر پيغمبرى تو.

    نکته :در مواردی مثل این دو آیه ،کلمه ی «غیر» به معنای «بدون» ترجمه می شود

    *ادات حصر

    گاهی کلماتی هستند که حکم موجود در جمله را منحصر در کلمه ی بعد از خود می کنند که به آن ها ادات حصر گفته می شود .یکی از آن ها همان کلمه «إلا » است زمانی که مسبوق به حرف نفی شده باشد و دیگری «إنما» است  با این تفاوت که وقتی «إنما » در جمله می آید آخرین کلمه ی جمله در انحصار قرار می گیرد

    اکنون نمونه های قرآنی آن را مورد توجه قرار دهید:

    1- وَ ما يَكْفُرُ بِها إِلَّا الْفاسِقُون(99 بقره)

    و به آن جز فاسقان كفر نمى‏ورزند

    مفهوم این جمله این است که تنها فاسقین هستند که به آن کفر می ورزند یعنی کفر ورزیدن را منحصر در فاسقین می نماید

    2- إِنَّمَا الْمَسِيحُ عِيسَى ابْنُ مَرْيَمَ رَسُولُ اللَّه(171 نساء)

    مسیح (عیسی پسر مریم )فقط رسول خداست

    مفهوم این جمله این است که مسیح پسر یا شریک خدا نیست بلکه تنها یک فرستاده مثل سایر فرستادگان الهی است

    تمرین : : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    *78 بقره:« لا يَعْلَمُونَ الْكِتابَ إِلَّا أَمانِيَّ وَ إِنْ هُمْ إِلَّا يَظُنُّون»

    *59 بقره:« فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُم»

    *240 بقره:« وَ يَذَرُونَ أَزْواجاً وَصِيَّةً لِأَزْواجِهِمْ مَتاعاً إِلَى الْحَوْلِ غَيْرَ إِخْراج»

    *36 محمد:« إِنَّمَا الْحَياةُ الدُّنْيا لَعِبٌ وَ لَهْو»

    *26 بقره:« وَ ما يُضِلُّ بِهِ إِلَّا الْفاسِقِين»

    *135 آل عمران« وَ مَنْ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ إِلَّا اللَّه »

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قرآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1394-04-17] [ 05:48:00 ب.ظ ]





      درس چهارم مفاهیم قران   ...

    درس چهارم

    قواعد: اسمـــاء خمسه

    پنج اسم هستند که معروف شده اند به اسماء خمسه (أبٌ - أخٌ - حمٌ - فو - ذو )و البته ما در اینجا  سه تای آن ها که در قرآن کاربرد دارد را ذکر می کنیم و اشکال مختلف آن ها و نحوه ی ترجمه ی آن ها در حالات مختلف را مورد توجه قرار می دهیم

    أبٌ (پدر)- أخٌ(برادر)- ذو (صاحب- داراى).

    این اسماء نحوه ی اعرابشان با بقیه ی اسماء متفاوت است .

    *هر گاه این اسمها به صورت مفرد بیایند و به اسم ظاهر و یا ضمیری به جز «یاء متکلم» اضافه شده باشند علامت رفع آن ها «واو» می باشد.

    1- يا أُخْتَ هارُونَ ما كانَ أَبُوكِ امْرَأَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ أُمُّكِ بَغِيًّا(28 مریم)

    اى خواهر هارون! پدر تو آدم بدى نبود، مادرت نيز هرگز آلودگى نداشت.

    2- وَ اللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِيم(105 بقره)

    و خداوند داراى بخشش و فضل عظيم است

    3- رَفِيعُ الدَّرَجاتِ ذُو الْعَرْش(15 غافر)

    خدايى كه درجات كمالش بالا است و بالابرنده درجات مخلوق خود، و صاحب عرش است

    4- قالَ إِنِّي أَنَا أَخُوكَ فَلا تَبْتَئِسْ بِما كانُوا يَعْمَلُون(69 یوسف)

    گفت: همانا من برادرتو هستم، پس در مقابل آنچه انجام مى‏دادند اندوه مخور.

    علامت نصب آن ها «الف» است :

    1- ما كانَ مُحَمَّدٌ أَبا أَحَدٍ مِنْ رِجالِكُم(40 احزاب)

    محمد، پدر هيچيك از مردان شما نبود

    2- حَتَّى إِذا فَتَحْنا عَلَيْهِمْ باباً ذا عَذابٍ شَدِيدٍ إِذا هُمْ فِيهِ مُبْلِسُون(77 مومنون)

    تا وقتى كه درى را كه داراى عذاب و شكنجه سخت است بروى ايشان بگشائيم، آن گاه در آن عذاب نوميد خواهند بود

    3- وَ اذْكُرْ أَخا عاد(21 احقاف)

    سرگذشت برادر” قوم عاد” را يادآورى كن

    علامت جر آن ها «یاء» است :

    1- إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبِينا مِنَّا وَ نَحْنُ عُصْبَة(8 یوسف)

    گفتند: يوسف و برادرش نزد پدر ما از ما محبوب‏ترند در حالى كه ما گروهى نيرومند هستيم

    2- قُلْ لَوْ كانَ مَعَهُ آلِهَةٌ كَما يَقُولُونَ إِذاً لَابْتَغَوْا إِلى‏ ذِي الْعَرْشِ سَبِيلا(42 إسراء)

    بگو: اگر چنان كه آنها مى‏گويند با خداوند معبودهايى وجود داشت در آن حال حتما به سوى خداى صاحب عرش راهى مى‏جستند

    3- فَطَوَّعَتْ لَهُ نَفْسُهُ قَتْلَ أَخِيهِ فَقَتَلَه(30 مائده)

    نفس سركش قابيل او را مصمم به كشتن برادرش كرد و او را كشت.

    *وقتی این اسمها به صورت مفرد و بدون اینکه به چیزی اضافه شوند بیایند با «ضمه و فتحه و کسره» اعراب می پذیرند:

    1- وَ إِنْ كانَ رَجُلٌ يُورَثُ كَلالَةً أَوِ امْرَأَةٌ وَ لَهُ أَخٌ أَوْ أُخْتٌ فَلِكُلِّ واحِدٍ مِنْهُمَا السُّدُس(12 نساء)

    و اگر مردى بوده باشد كه كلاله (خواهر يا برادر) از او ارث مى‏برد يا زنى كه برادر يا خواهرى دارد سهم هر كدام يك ششم است

    2- قالُوا يا أَيُّهَا الْعَزِيزُ إِنَّ لَهُ أَباً شَيْخاً كَبِيرا(78 یوسف)

    گفتند: اى عزيز، همانا او را پدرى است پير و سالخورده.

    3- قالَ ائْتُونِي بِأَخٍ لَكُمْ مِنْ أَبِيكُم(59 یوسف)

    گفت: آن برادرى را كه از پدر داريد نزد من بياوريد

    *اگر این اسم ها جمع بسته شوند نیز با همان «ضمه و فتحه و کسره» اعراب می پذیرند:

    1- أَنْتُمْ وَ آباؤُكُمُ الْأَقْدَمُون(76 شعراء)

    هم شما و هم پدران پيشين شما.

    2- أَمْ جاءَهُمْ ما لَمْ يَأْتِ آباءَهُمُ الْأَوَّلِين(68 مومنون)

    يا اينكه مطالبى براى آنها آمده است كه براى پدرانشان نيامده

    3- وَ لا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلاَّ لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبائِهِن…(31 نور)

    و زينت خود را آشكار نسازند مگر براى شوهرانشان يا پدرانشان..

    4- إِنَّ الْمُبَذِّرِينَ كانُوا إِخْوانَ الشَّياطِين(27 إسراء)

    تبذير كنندگان برادران شياطين هستند

    5- وَ عادٌ وَ فِرْعَوْنُ وَ إِخْوانُ لُوط(13 قاف)

    و نيز عاد و فرعون و برادران لوط.

    *در صورتی که این اسماءخمسه به ضمیر «یاء متکلم» اضافه بشوند در ظاهر هیچ حرکتی نمی گیرند و در اصطلاح عربی می گویند اعرابشان تقدیری است

    1- اذْهَبُوا بِقَمِيصِي هذا فَأَلْقُوهُ عَلى‏ وَجْهِ أَبِي يَأْتِ بَصِيرا (93 یوسف)

    اين پيراهن مرا ببريد و بر صورت پدرم بيفكنيد تا بينا شود

    2- قالَ رَبِّ إِنِّي لا أَمْلِكُ إِلَّا نَفْسِي وَ أَخِي فَافْرُقْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ الْقَوْمِ الْفاسِقِين(25 مائده)

    موسى گفت: پروردگارا، من جز بر خود و برادرم تسلّطى ندارم پس ميان ما و اين گروه نافرمان جدايى بيفكن.

    *شکلی هم از این اسماء هست که این اسم ها به صورت مثنی می آیند که در این حالت با «الف» رفع می گیرند مانند :

    1- وَ أَمَّا الْغُلامُ فَكانَ أَبَواهُ مُؤْمِنَيْنِ..(80 کهف)

    و اما آن نوجوان پدر و مادرش مؤمن بودند..

    2- ذَواتا أَفْنان(48 الرحمن)

    هر دو داراى انواع درختان و شاخساران است

    3- يَحْكُمُ بِهِ ذَوا عَدْلٍ مِنْكُم(95 مائده)

    دو نفر که دارای عدالت هستند به آن حکم می کنند

    نکته:در نمونه ای مثل این آیه می توانیم کلمه ی «ذو» را در معنای تحت اللفظی ترجمه نکنیم وآن را به همراه مضاف الیهش در معنای اصطلاحی ؛(عادل) ترجمه کنیم.نمونه هایی مثل کلمه ی ذوالقرنین-ذاالکفل-ذوالقربی-ذوی القربی..ازهمین نوع هستند

    و با «یاء» نصب و جر می گیرند مانند:

    1- وَ يُتِمُّ نِعْمَتَهُ عَلَيْكَ وَ عَلى‏ آلِ يَعْقُوبَ كَما أَتَمَّها عَلى‏ أَبَوَيْكَ مِنْ قَبْلُ إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاق..(6 یوسف)

    و نعمتش را بر تو و بر آل يعقوب تمام و كامل مى‏كند، همانگونه كه پيش از اين بر پدرانت ابراهيم و اسحاق تمام كرد

    2- وَ بَدَّلْناهُمْ بِجَنَّتَيْهِمْ جَنَّتَيْنِ ذَواتَيْ أُكُلٍ خَمْطٍ وَ أَثْلٍ وَ شَيْ‏ءٍ مِنْ سِدْرٍ قَلِيل(16 سبأ)

    و دو باغ آنان را به دو باغى كه داراى ميوه‏هاى تلخ و درخت شوره گز و اندكى از درخت سدر بودند تبديل كرديم

    3- وَ أَشْهِدُوا ذَوَيْ عَدْلٍ مِنْكُم(2 طلاق)

    دو مرد عادل از خودتان را شاهد بگيريد

    4- إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَةٌ فَأَصْلِحُوا بَيْنَ أَخَوَيْكُم(10 حجرات)

    مؤمنان برادر يكديگرند، بنا بر اين در ميان دو برادر خود، صلح را بر قرار كنيد

    نکته:کلمه ی «أب» در بعضی موارد که به  صورت مثنی می آید به معنی پدر و مادر می باشد و البته در مواردی هم اینگونه نیست

    تمرین : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    *97 یوسف:« قالُوا يا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا»

    *11 نساء:« فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُ وَلَدٌ وَ وَرِثَهُ أَبَواهُ فَلِأُمِّهِ الثُّلُث»

    *90 یوسف:« قالَ أَنَا يُوسُفُ وَ هذا أَخِي»

    *25 قصص:« قالَتْ إِنَّ أَبِي يَدْعُوك»

    *63 یوسف:« فَأَرْسِلْ مَعَنا أَخانا»

    *17 ص:« وَ اذْكُرْ عَبْدَنا داوُدَ ذَا الْأَيْد»

    *280 بقره:« وَ إِنْ كانَ ذُو عُسْرَةٍ فَنَظِرَةٌ إِلى‏ مَيْسَرَة»

    *1 ص:« وَ الْقُرْآنِ ذِي الذِّكْر»

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قزآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [شنبه 1394-04-13] [ 03:15:00 ب.ظ ]





      ارائه طرح درس آموزش غیر حضوری قرآن   ...

    دوره آموزش غیر حضوری قرآن کریم در رشته های حفظ- تجوید – ترجمه و مفاهیم

    هدف از برگزاری آموزش غیر حضوری:

    پرواضح است که آموزش حضوری در هر یک از رشته های قرآنی ذکر شده قطعا کار آیی بهتر و بالاتری خواهد داشت اما از این جهت که برخی خواهران با توجه به شرایط خاصی که دارند امکان حضور در کلاسهای قرآنی را ندارند و در عین حال ظرفبت کلاس های حضوری و شرایط ثبت نامی به گونه ای است که برخی از شرکت در آن کلاس ها محروم می شوند لذا برگزاری چنین دوره هایی کمک بزرگی است به کسانی که از نعمت حضور در کلاس های قرآنی بی بهره اند.اما به طور قطع پیشبرد چنین دوره هایی تنها وابسته به توان مربی نیست بلکه تمرینات مستمر قرآن آموز و عدم فاصله در تماس های هفتگی توسط قرآن آموز شرط اصلی بازدهی مناسب چنین کلاس هایی است .

    طرح درس آموزش غیرحضوری قرآن در رشته های روخوانی و روانخوانی و تجوید- حفظ – ترجمه و مفاهیم قرآن

    نام رشته : روخوانی- روانخوانی – تجوید

    رده سنی :9 سال به بالا

    گروه:خواهران

    طول دوره:3 ماه تا 6 ماه

    میزان تماس :دوجلسه در هفته و هر تماس به مدت نیم ساعت

    تمرینات لازم:روزانه به صورت مستمر تلاوت یک صفحه از قرآن ، طبق شیوه پیشنهادی مربی .

    کتب یا جزوه :جزوه برداری از تدریس مربی

    نام رشته : حفظ  کل قرآن کریم

    رده سنی : 9 سال به بالا

    گروه: خواهران – برادران : 9تا 12 سال

    طول دوره:3 ساله ( به طور میانگین هر جزء در دو ماه  نیم ). البته تنظیم دوره قابل تغییر در 2 سال یا یک سال و یا کمتر از آن می باشد.

    میزان تماس: دو جلسه در هفته و هر تماس به مدت نیم ساعت. در صورت نیاز سه جلسه در هفته .

    تمرینات لازم: روزانه به صورت مستمر  دو ساعت تمرین بر اساس برنامه ریزی مربی.

    کتاب یا جزوه :  جزوه تنظیم شده توسط مربی  و نوار ترتیل 30 جزء قرآن کریم .

    نام رشته : ترجمه و مفاهیم قرآن کریم

    رده سنی : بزرگسال ( 17 سال به بالا)

    گروه: خواهران

    طول دوره: 6 ماه تا یک سال

    میزان تماس: دو جلسه در هفته و هر تماس به مدت نیم ساعت

    تمرینات لازم: روزانه به صورت مستمر ترجمه یک آیه بر طبق روش پیشنهادی مربی.

    کتاب یا جزوه: جزوه تنظیم شده توسط مربی  به همراه کتاب ترجمه و مفاهیم مسعود وکیل (9جلدی)

    طول دوره های تعیین شده با توجه به توان قرآن آموز قابل تغییر خواهد بود و تعیین دو روز در هفته برای تماس ، به جهت محدودیت زمانی است و به معنی کافی بودن این مدت نسیت.مخصوصا در رشته حفظ ، میزان تماس ها اگر هر روز باشد مفیدتر است و بازدهی بالاتری خواهد داشت .

    به امید توفیق حق تعالی و اخلاص در عمل.

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1394-04-11] [ 02:29:00 ب.ظ ]





      درس سوم مفاهیم   ...

    درس ســوم

    قواعد: ضمایر

    در زبان عربی ضمایر به عنوان جانشین اسم استعمال می شوند یعنی در مواردی که از آوردن اسم ظاهر معذور هستیم به جای آن از ضمیر مناسب با آن اسم استفاده می شود.به طور مثال وقتی در جمله ای گفته شود :«ذهب علی الی المدرسه و ذهب الی السوق » در جمله ی دوم به جای استفاده ی مجدد از کلمه ی «علی» از ضمیری که در «ذهب» مستتر است استفاده شده است.البته آن چه در این کتاب مورد نظر ما است تفاوت ضمایر در ترجمه  است لذا پس از معرفی اجمالی ضمایر در شکل های مختلفش، نمونه های آن در آیات قرآنی و نحوه ی ترجمه ی آن را به شما قرآن آموز محترم معرفی می نماییم.

    *یک دسته از ضمایر ،ضمایری هستند که به عنوان ضمایر منفصل شناخته می شوند و عبارتند از:

    «هو-هما-هم-هی-هما-هن» :او – آن دو- آنها

    1- هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الْأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى‏ إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ وَ هُوَ بِكُلِّ شَيْ‏ءٍ عَلِيم(29 بقره)

    اوکسی است که آنچه در اين زمين است همه را براى شما آفريد، سپس به آسمان پرداخت پس آنها را به صورت هفت آسمان مرتب و منظم ساخت، و او به همه چيز داناست.

    2- وَ قالُوا إِنْ هِيَ إِلَّا حَياتُنَا الدُّنْيا وَ ما نَحْنُ بِمَبْعُوثِين(29 انعام)

    و گفتند نيست آن مگر زندگانى ما در دنيا و نباشيم ما بر انگيخته شدگان

    نکته : در مواردی که ضمیر در مورد فرد غیر انسانی باشد به جای ترجمه به« او » می توان «آن » ترجمه کرد.

    3- وَ هُما يَسْتَغِيثانِ اللَّهَ وَيْلَكَ آمِنْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ فَيَقُولُ ما هذا إِلاَّ أَساطِيرُ الْأَوَّلِينَ(17 احقاف)

    و آن دو همواره از خدا يارى مى‏خواستند (و مى‏گفتند) واى بر تو، ايمان بياور، قطعا وعده خداوند حق است، اما او مى‏گفت: اين جز افسانه‏هاى پيشينيان نيست

    4- وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(4 بقره)

    کسانی که به آنچه بر تو نازل شده و آنچه پيش از تو (بر پيامبران) نازل گرديده، ايمان دارند و آنان به آخرت (نيز) يقين دارند

    5- أُحِلَّ لَكُمْ لَيْلَةَ الصِّيامِ الرَّفَثُ إِلى‏ نِسائِكُمْ هُنَّ لِباسٌ لَكُمْ وَ أَنْتُمْ لِباسٌ لَهُن(187 بقره)

    آميزش جنسى با همسرانتان در شب روزه‏دارى حلال است، آنها لباس شما هستند و شما لباس آنها

    « أَنْت-انتما –انتم-انت- انتما-انتن»: تو –شما

    1-وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما..(35 بقره)

    و گفتيم اى آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن، و از (نعمتهاى) آن گوارا هر چه مى‏خواهيد بخوريد

    2- قالَ سَنَشُدُّ عَضُدَكَ بِأَخِيكَ وَ نَجْعَلُ لَكُما سُلْطاناً فَلا يَصِلُونَ إِلَيْكُما بِآياتِنا أَنْتُما وَ مَنِ اتَّبَعَكُمَا الْغالِبُونَ(35 قصص)

    فرمود: بازوان تو را بوسيله برادرت محكم مى‏كنيم و براى شما سلطه و برترى قرار مى‏دهيم و به بركت آيات ما بر شما دست نمى‏يابند، شما و پيروانتان پيروزيد

    3- وَ لا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْباطِلِ وَ تَكْتُمُوا الْحَقَّ وَ أَنْتُمْ تَعْلَمُون(42 بقره)

    و نپوشانيد حقّ را به باطل و كتمان نكنيد حقّ را و شما مى‏دانيد

    «أَنَا-نحن»: من- ما

    1- قُلْ إِنْ كانَ لِلرَّحْمنِ وَلَدٌ فَأَنَا أَوَّلُ الْعابِدِين(81 زخرف)

    بگو: اگر براى خداوند فرزندى بود، من نخستين پرستنده او بودم

    2- وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُون(11 بقره)

    و هنگامى كه به آنان گفته شود: «در زمين فساد نكنيد» مى‏گويند: ما فقط اصلاح كننده‏ايم

    * دسته ی دیگر ضمایر متصل هستند که یا در دنباله ی فعل استفاده می شوند و یا در دنباله ی اسم و حرف .تفاوت ترجمه ای آن ها در این حالات این است که ؛اگربه دنبال فعل بیایند در ترجمه با «را» همراه می شوند یعنی به عنوان مفعول جمله ترجمه می شوند و اگر در دنباله ی اسم بیایند با یک کسره به کلمه ی قبل متصل می شوند یعنی به صورت مضاف الیه ترجمه می شوند.

    « ه-هما-هم-ها-هما-هن»:او(ش)- آن ها(شان)

    1- أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ (5 بقره)

    آنها بر هدایتی از پروردگارشان هستند و آنها همان رستگارانند.

    2- ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِين(2 بقره)

    آن کتابی است که شکی در آن نیست و هدایتی برای متقین است

    3- مَثَلُهُمْ كَمَثَلِ الَّذِي اسْتَوْقَدَ ناراً فَلَمَّا أَضاءَتْ ما حَوْلَهُ ذَهَبَ اللَّهُ بِنُورِهِمْ وَ تَرَكَهُمْ فِي ظُلُماتٍ لا يُبْصِرُون(17 بقره)

    داستان آنها داستان كسى است كه آتشى را برافروزد، پس همين كه اطراف او را روشن سازد خداوند نورشان را از بين ببرد و آنها را در ميان تاريكى‏ها كه هيچ نبينند رها سازد

    4- وَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَها فَنَفَخْنا فِيها مِنْ رُوحِنا وَ جَعَلْناها وَ ابْنَها آيَةً لِلْعالَمِينَ(91 انبیاء)

    و آن را كه نگاهداشت فرجش را پس دميديم در او از روح خود و گردانيديم او و پسرش را آيتى براى عالميان

    5- فَلَمَّا آتاهُما صالِحاً جَعَلا لَهُ شُرَكاءَ فِيما آتاهُما فَتَعالَى اللَّهُ عَمَّا يُشْرِكُون(190 اعراف)

    پس چون به آنان (فرزند) شايسته‏اى داد در آنچه به آنها بخشيده بود براى وى شريك‏هايى تراشيدند و فرابر ترا كه خداوند است از آنچه (بدو) شرك مى‏ورزند.

    6- وَ قُلْ لِلْمُؤْمِناتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصارِهِنَّ وَ يَحْفَظْنَ فُرُوجَهُن(31 نور)

    و به زنهاى با ايمان بگو: چشمهاشان را (از نگاه كردن بمردهاى بيگانه) بپوشانند، و شرمگاهاشان را (از ديدن آنان و از ديدن زنها كه آن نيز حرام است) حفظ و نگهدارى نمايند

    «ک-کما-کم-ک-کما-کن»: تو(ت)- شما(تان)

    1- وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ(4 بقره)

    و آنان كه به آنچه به سوى تو فرو فرستاده شده و به آنچه پيش از تو فرو فرستاده شده ايمان دارند و به روز واپسين يقين دارند.

    2-يا صاحِبَيِ السِّجْنِ أَمَّا أَحَدُكُما فَيَسْقِي رَبَّهُ خَمْرا..(41 یوسف)

    گفت :ای اى دو يار زندانى من، اما يكى از شما دو نفرخواجه خود را شراب مى‏نوشاند

    3-قالَ قَدْ أُجِيبَتْ دَعْوَتُكُما..(89 یونس)

    گفت:قطعا دعای شما دو نفر اجابت شد

    4-فَلَمَّا رَأى‏ قَمِيصَهُ قُدَّ مِنْ دُبُرٍ قالَ إِنَّهُ مِنْ كَيْدِكُنَّ إِنَّ كَيْدَكُنَّ عَظِيم(28 یوسف)

    وقتی پیراهن او را دید که از پشت پاره شده است .گفت :آین از نیرنگ شما زنان است .بدرستیکه نیرنگ شما بزرگ است

    5-فَمَنْ كانَ مِنْكُمْ مَرِيضاً أَوْ عَلى‏ سَفَرٍ فَعِدَّةٌ مِنْ أَيَّامٍ أُخَر(184 بقره)

    كسانى كه از شما بيمار يا مسافر باشند بايد روزهاى ديگرى را بجاى آن روزه بگيرند

    «ی-نا»:من(م)- ما(مان)

    1-وَ اتَّبَعْتُ مِلَّةَ آبائِي إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوب(38 یوسف)

    و از دين و آيين پدرانم ابراهيم و اسحاق و يعقوب پيروى كرده‏ام

    2- قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنِي نَبِيًّا(30 مریم)

    گفت: من بنده خدايم، به من كتاب داده و من را پيامبر ساخته است

    3-اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيم(6 حمد)

    ما را به راه راست هدايت كن،

    4-وَ إِنْ كُنْتُمْ فِي رَيْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلى‏ عَبْدِنا فَأْتُوا بِسُورَةٍ مِنْ مِثْلِه (23 بقره)

    و اگر در آنچه ما بر بنده مان فرو فرستاده‏ايم شك داريد پس يك سوره مانند آن را بياوريد

    *شکل دیگری از همین ضمایر هم هست که فقط به عنوان مفعول استعمال می شود و در ترجمه با حرف «را» می آید ولی در عین حال انحصار را هم می رساند ودر ترجمه با کلمه ی فقط یا تنها باید همراه شود .البته همه ی نمونه های آن در قران استعمال ندارد.

    «ایاه –ایاهما-ایاهم-ایاها-ایاهما-ایاهن»: تنها او را – تنها آن ها را-

    1-…وَ اشْكُرُوا لِلَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُون(172 بقره)

    و خدا را سپاس گزاريد اگر تنها او را مى‏پرستيد

    2-…نَحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَ إِيَّاهُم (151 انعام)

    ما شما و آن ها را روزی می دهیم.

    نکته :در این آیه می بینید که معنای انحصار نیامده است چون إِيَّاهُم بر فعل مقدم نشده است و تنها به صورت یک ضمیر منفصل مفعولی ترجمه می شود.

    «ایاک-ایاکما-ایاکم-ایاک-ایاکما-ایاکن»: تنها تو را- تنها شما را

    1-إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِين(5 حمد)

    تنها تو را مى‏پرستيم و تنها از تو كمك مى‏خواهيم

    2-وَ لا تَقْتُلُوا أَوْلادَكُمْ خَشْيَةَ إِمْلاقٍ نَحْنُ نَرْزُقُهُمْ وَ إِيَّاكُمْ إِنَّ قَتْلَهُمْ كانَ خِطْأً كَبِيرا(31 اسراء)

    و فرزندان خود را از ترس فقر و تنگدستى نكشيد، ماييم كه آنها و شما را روزى مى‏دهيم حقا كه كشتن آنها گناهى است بزرگ.

    «ایای-ایانا»:تنها من را- تنها ما را

    1-…َ ما كانُوا إِيَّانا يَعْبُدُون(63 قصص)

    آنان تنها ما را نمى‏پرستيدند

    2-…ْ وَ إِيَّايَ فَارْهَبُون(40 بقره)

    و تنها از من بترسيد

    ضمیر شأن و ترجمه ی آن

    ضمیر شأن ضمیری است که وقتی می خواهند یک امر مهم را بیان کنند و یا عظمت یک امری را برسانند از این ضمیر در آغاز مطلب استفاده می کنند و همواره به شکل ضمیر مفرد غایب «هو»  و «هی» و در حالت متصل آن به شکل «ه » و «ها» می آید.شکل متصل آن فقط بعد از «إن»و«أن» و «افعال قلوب » استعمال می شود.و در حالت منفصل آن هم حتما باید جمله ای که به دنبال آن می آید اسمیه باشد.به نمونه هایی از این ضمیر و ترجمه ی آن توجه نمایید:

    1-قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَد(1 اخلاص)

    بگو مطب این است که :الله یگانه و واحد است.

    2- إِنَّهُ كانَ تَوَّابا(3 نصر)

    بدرستیکه مطلب این است که :او بسیار توبه پذیر است.

    نکته :در ترجمه ی ضمیر شأن اگر چنان چه در برخی ترجمه ها دیده می شود؛ضمیر فقط به صورت او یا آن ترجمه شود ترجمه ی دقیقی نخواهد بودمثل این که در ترجمه ی آیه ی اول سوره ی توحید گفته شود:(بگو، او خدای یکتا است) یا در ترجمه ی آیه سوم سوره ی نصر گفته شود:( بدرستیکه او بسیار توبه پذیراست)

    ضمیر فصل و ترجمه ی آن

    ضمیر فصل ضمیری است که بین دو اسم معرفه قرار می گیرد و ممکن است مفرد یا مثنی و جمه و یا مذکر و یا مونث باشد و حضور آن در مواردی برای تأکید است وبا لفظ «همان » در فارسی این معنا را می توان متعین کرد.

    1-إِنَّ هذا لَهُوَ الْقَصَصُ الْحَقُّ وَ ما مِنْ إِلهٍ إِلاَّ اللَّهُ وَ إِنَّ اللَّهَ لَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيم(62 آل عمران)

    بدرستیکه اين همان سرگذشتهاى راست است و معبودى جز خداى يگانه نيست و خداست كه مقتدر و حكيم است

    2- أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون(5 بقره)

    آنهايند كه از هدايتى از جانب پروردگارشان برخوردارندو آنها همان رستگارانند

    3- أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ وَ لكِنْ لا يَشْعُرُون(12 بقره)

    بدانيد آنها همان مفسدانند و برنامه‏اى جز فساد ندارند ولى خودشان هم نمى‏فهمند

    4- إِنَّكَ أَنْتَ الْعَلِيمُ الْحَكِيم(32 بقره)

    بدرستیكه تو خود داناى فرزانه‏اى.

    5- لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قالُوا إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْمَسِيحُ ابْنُ مَرْيَم(72 مائده)

    به يقين كافر شدند كسانى كه گفتند: خداوند همان مسيح فرزند مريم است

    6- وَ اللَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْعَلِيم(76 مائده)

    و خدا همان شنوای داناست.

    7- قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى‏ وَ أُمِرْنا لِنُسْلِمَ لِرَبِّ الْعالَمِين(71 انعام)

    بگو: بيشك هدايت همان هدايت خداست، و به ما امر شده است كه به پروردگار عالمهاى آفريدگان تسليم شويم

    تمرین : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    85 بقره:« وَ هُوَ مُحَرَّمٌ عَلَيْكُمْ إِخْراجُهُم »

    120 بقره:« قُلْ إِنَّ هُدَى اللَّهِ هُوَ الْهُدى »

    37 بقره:« إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِيم »

    40 توبه:« إِذْ هُما فِي الْغار »

    7 آل عمران:« هُنَّ أُمُّ الْكِتابِ وَ أُخَرُ مُتَشابِهات »

    145 بقره:« وَ ما أَنْتَ بِتابِعٍ قِبْلَتَهُم »

    8 آل عمران:« إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهَّاب »

    50 بقره:« وَ أَغْرَقْنا آلَ فِرْعَوْنَ وَ أَنْتُمْ تَنْظُرُون »

    155 اعراف:« قالَ رَبِّ لَوْ شِئْتَ أَهْلَكْتَهُمْ مِنْ قَبْلُ وَ إِيَّاي »

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قرآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [چهارشنبه 1394-04-10] [ 02:30:00 ب.ظ ]





      درس دوم مفاهیم قرآن   ...

    درس دوم

    قـــواعد:اسماء اشاره

    ترجمه ی اسماء اشاره ترجمه ی مشکلی نیست ولی به حسب اینکه این دسته از اسم ها هم در قرآن بسیار آمده است به معنای آن در حالات مختلف اشاره می شود تا کمکی باشد برای اینکه ترجمه ی دقیق تری از جملات قرآنی ارائه شود.

    گروهی از اسم های اشاره ،اشاره به نزدیک را می رسانند که در مذکر و مونث و مفرد و مثنی و جمع به اشکال زیر به کار می روند:

    هذا- هذان(هذین)-هولاء(اولاء)-هذه- هاتان(هاتین)- هولاء(اولاء- اولئک- اولئکما- اولئکم)

    معنای این واژه ها، همگی به صورت «این» «این دو» «اینها» می باشد و البته وقتی مشار الیه آنها مثنی و جمع است و در کلام ذکر می شود به هنگام ترجمه خود اسم اشاره به صورت مفرد ترجمه می شود.

    *« هذا» 225مرتبه در قرآن آمده است و در همه ی موارد معنای «این» می دهد.

    1-فَوَيْلٌ لِلَّذِينَ يَكْتُبُونَ الْكِتابَ بِأَيْدِيهِمْ ثُمَّ يَقُولُونَ هذا مِنْ عِنْدِ اللَّه(79 بقره)

    پس واى بر آنان كه كتاب را به دست خود مى‏نويسند، آنگاه مى‏گويند اين از جانب خداست

    2- وَ نَزَعْنا ما فِي صُدُورِهِمْ مِنْ غِلٍّ تَجْرِي مِنْ تَحْتِهِمُ الْأَنْهارُ وَ قالُوا الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي هَدانا لِهذا وَ ما كُنَّا لِنَهْتَدِيَ لَوْ لا أَنْ هَدانَا اللَّهُ لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون(43 اعراف)

    و ما آنچه در سينه‏هاى آنها از كينه و عداوت است همه را بر مى‏كنيم، از زير (پاى) آنها نهرها روان است، و گويند: ستايش و سپاس از آن خدايى است كه ما را به اين (جايگاه پسنديده) راهنمايى كرد….

    نکته : در این آیه مشار الیه حذف شده است و البته لازم است ما در ترجمه آن را بیاوریم.

    *« هذانِ» 2 مرتبه در قرآن آمده است

    1-قالُوا إِنْ هذانِ لَساحِرانِ يُرِيدانِ أَنْ يُخْرِجاكُمْ مِنْ أَرْضِكُمْ بِسِحْرِهِما وَ يَذْهَبا بِطَرِيقَتِكُمُ الْمُثْلى(63 طه)

    ‏ گفتند: اين دو مسلما ساحرند، مى‏خواهند شما را با سحرشان از سرزمين‏تان بيرون كنند، و آئين عالى شما را از بين ببرند

    *«هذین» در قران نیامده است.

    *« هؤُلاءِ» 48 مرتبه در قرآن آمده است.

    1- وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِين(32 بقره)

    سپس علم اسماء (علم اسرار آفرينش و نامگذارى موجودات) را همگى به آدم آموخت بعد آنها را به فرشتگان عرضه داشت و فرمود اگر راست مى‏گوئيد اسامى اينها را برشماريد.

    2- أَيْنَما تَكُونُوا يُدْرِكْكُمُ الْمَوْتُ وَ لَوْ كُنْتُمْ فِي بُرُوجٍ مُشَيَّدَةٍ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَيِّئَةٌ يَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِكَ قُلْ كُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ فَما لِهؤُلاءِ الْقَوْمِ لا يَكادُونَ يَفْقَهُونَ حَدِيثاً(78 نساء)

    هر كجا باشيد مرگ شما را مى‏گيرد اگر چه در برجهاى محكم باشيد، و اگر به آنها (منافقان) حسنة (و پيروزى) برسد مى‏گويند از ناحيه خدا است و اگر سيئة (و شكستى) برسد مى‏گويند از ناحيه تو است بگو همه اينها از ناحيه خدا است پس چرا اين جمعيت حاضر نيستند حقايق را درك كنند

    نکته :ملاحظه می کنید که چون مشارالیه در این جا به صورت جمع ذکر شده است نیازی نیست که خود اسم اشاره را به صورت جمع ترجمه کنیم بلکه «این» ترجمه می شود.

    3- ها أَنْتُمْ أُولاءِ تُحِبُّونَهُمْ وَ لا يُحِبُّونَكُمْ وَ تُؤْمِنُونَ بِالْكِتابِ كُلِّه…(119 آل عمران)

    شما آنها را دوست مى‏داريد، اما آنها شما را دوست ندارند…

    4- قالَ هُمْ أُولاءِ عَلى‏ أَثَرِي وَ عَجِلْتُ إِلَيْكَ رَبِّ لِتَرْضى(84 طه)

    گفت: آنان همانهايى هستند كه در پى منند و به سوى تو شتافتم، پروردگارا، تا خشنود شوى.

    *« هذِهِ» 47 مرتبه در قرآن آمده است.

    1-وَ قُلْنا يا آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ وَ كُلا مِنْها رَغَداً حَيْثُ شِئْتُما وَ لا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَةَ فَتَكُونا مِنَ الظَّالِمِين(36 بقره)

    و گفتيم اى آدم تو با همسرت در بهشت سكونت كن، و از (نعمتهاى) آن گوارا هر چه مى‏خواهيد بخوريد (اما) نزديك اين درخت نشويد كه از ستمگران خواهيد شد.

    *«هاتان» در قرآن نیامده است.

    *«هاتَيْنِ» یک مرتبه در قرآن آمده است.

    1- قالَ إِنِّي أُرِيدُ أَنْ أُنْكِحَكَ إِحْدَى ابْنَتَيَّ هاتَيْنِ عَلى‏ أَنْ تَأْجُرَنِي ثَمانِيَ حِجَجٍ فَإِنْ أَتْمَمْتَ عَشْراً فَمِنْ عِنْدِكَ وَ ما أُرِيدُ أَنْ أَشُقَّ عَلَيْكَ سَتَجِدُنِي إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّالِحِين(27 قصص)

    (شعيب) گفت: من مى‏خواهم يكى از اين دو دختر خود را به همسرى تو درآورم در برابر اين (مهر) كه هشت سال (براى اداره امور خانه يا چرانيدن دام‏ها) اجير من باشى، و اگر ده سال را تمام كردى اختيار با توست و من نمى‏خواهم كه بر تو سخت گيرم به خواست خداوند مرا از صالحان خواهى يافت.

    *« أُولئِكَ » 158 مرتبه در قرآن آمده است.

    1- أُولئِكَ عَلى‏ هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُون(5 بقره)

    آنان را خداوند هدايت كرده، و آنها رستگارانند

    *«اولئکما» در قرآن نیامده است.

    *« أُولئِكُمْ » 2 مرتبه در قرآن آمده است.

    أَ كُفَّارُكُمْ خَيْرٌ مِنْ أُولئِكُمْ أَمْ لَكُمْ بَراءَةٌ فِي الزُّبُر(43 قمر)

    آيا كافران شما بهتر و برتر از آنهايند؟ يا براى شما امان‏نامه‏اى در كتاب‏ها (ى آسمانى) ثابت است

    نکته: لازم به ذکر است که سه کلمه ی « أُولئِكَ-اولئکما- أُولئِكُمْ» همان « أُولاءِ» هستند و فقط کاف خطاب در انتهای آن ها آمده است بنابراین در معنای آن ها تفاوتی دیده نمی شود.

    «ذالک-ذالکما-ذالکم-ذلکن-تلک-تلکما-تلکم»

    این گروه از اسم های اشاره ،اشاره به دور هستند و معنای «آن» «آن ها» دارند و تفاوت شکل های مختلف آن مربوط به مذکر و مونث و مفرد و مثنی و جمع می باشد و گرنه ترجمه ی آن ها به همین دو صورت می باشد.

    *«ذلک»430 مرتبه

    1-ذلِكَ الْكِتابُ لا رَيْبَ فِيهِ هُدىً لِلْمُتَّقِين(2 بقره)

    آن كتاب با عظمتى است كه شك در آن راه ندارد و مايه هدايت پرهيزكاران است

    2-فَقُلْنا اضْرِبُوهُ بِبَعْضِها كَذلِكَ يُحْيِ اللَّهُ الْمَوْتى‏ وَ يُرِيكُمْ آياتِهِ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُون(73بقره)

    سپس گفتيم: قسمتى از گاو را به مقتول بزنيد! (تا زنده شود، و قاتل را معرفى كند.) خداوند اين گونه مردگان را زنده مى‏كند و آيات خود را به شما نشان مى‏دهد شايد انديشه كنيد

    نکته:در كَذلِكَ هم ذلک اسم اشاره است ولی وقتی با کاف که حرف جر است در کنار هم قرار می گیرند به صورت( آن گونه ،این گونه ،این چنین) ترجمه می شود

    *«ذلکما» 1 مرتبه

    1- قالَ لا يَأْتِيكُما طَعامٌ تُرْزَقانِهِ إِلاَّ نَبَّأْتُكُما بِتَأْوِيلِهِ قَبْلَ أَنْ يَأْتِيَكُما ذلِكُما مِمَّا عَلَّمَنِي رَبِّي إِنِّي تَرَكْتُ مِلَّةَ قَوْمٍ لا يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ هُمْ بِالْآخِرَةِ هُمْ كافِرُون(37 یوسف)

    يوسف گفت: طعام و خوردنى كه روزى شما شده براى شما نميآيد مگر آنكه پيش از آمدن شما را بتعبير آن خواب آگاه خواهم نمود .آن خبر دادن و آگاه ساختنم از چيزى است كه پروردگارم بمن آموخته (زيرا) من ترك نموده و واگذاشته‏ام كيش گروهى را كه بخدا ايمان نميآورند و بروز رستاخيز كافر بوده و نميگروند

    *«ذلکم»47 مرتبه

    1- إِنَّما ذلِكُمُ الشَّيْطانُ يُخَوِّفُ أَوْلِياءَهُ فَلا تَخافُوهُمْ وَ خافُونِ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِين(175 آل عمران)

    جز اين نيست كه آن شيطان است كه دوستان خود را مى‏ترساند، پس از آنها مترسيد و از من بترسيد اگر مؤمنيد

    نکته:همان گونه که ملاحظه می کنید در نمونه ی «ذلکما و ذلکم » نیز ترجمه به صورت مفرد است چون مشار الیه آن به دنبالش آمده است

    2- وَ إِذْ نَجَّيْناكُمْ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَسُومُونَكُمْ سُوءَ الْعَذابِ يُذَبِّحُونَ أَبْناءَكُمْ وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ وَ فِي ذلِكُمْ بَلاءٌ مِنْ رَبِّكُمْ عَظِيم(49 بقره)

    و آن زمان كه شما را از چنگال فرعونيان رهايى بخشيديم كه همواره شما را به بدترين صورت آزار مى‏دادند: پسران شما را سر مى‏بريدند و زنان شما را زنده نگه مى‏داشتند. و در آن ها، آزمايش بزرگى از طرف پروردگارتان براى شما بود

    *« ذلِكُنَّ » 1مرتبه

    1- قالَتْ فَذلِكُنَّ الَّذِي لُمْتُنَّنِي فِيهِ وَ لَقَدْ راوَدْتُهُ عَنْ نَفْسِهِ فَاسْتَعْصَمَ وَ لَئِنْ لَمْ يَفْعَلْ ما آمُرُهُ لَيُسْجَنَنَّ وَ لَيَكُوناً مِنَ الصَّاغِرِين(32 یوسف)

    زن گفت: اين همان كس است كه مرا درباره وى (غيابا) سرزنش كرديد و البته من از وى درخواست كامجويى كردم و او خوددارى نمود، و باز هم اگر آنچه را فرمانش مى‏دهم نكند زندانى خواهد شد و مسلّما از خوارشدگان خواهد گشت

    *«تلک»41 مرتبه

    1- وَ قالُوا لَنْ يَدْخُلَ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ كانَ هُوداً أَوْ نَصارى‏ تِلْكَ أَمانِيُّهُمْ قُلْ هاتُوا بُرْهانَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِين(111 بقره)

    آنها گفتند هيچكس جز يهود يا نصارى هرگز داخل بهشت نخواهد شد، آن آرزوى آنها است، بگو اگر راست مى‏گوئيد دليل خود را (بر اين موضوع) بياوريد.

    *« تِلْكُمَا » 1مرتبه

    1-… وَ ناداهُما رَبُّهُما أَ لَمْ أَنْهَكُما عَنْ تِلْكُمَا الشَّجَرَةِ وَ أَقُلْ لَكُما إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُما عَدُوٌّ مُبِينٌ (22 اعراف)

    و پروردگارشان آنها را ندا داد كه آيا شما را از آن درخت نهى نكردم و نگفتم شيطان براى شما دشمن آشكارى است.

    *« تِلْكُم » 1مرتبه

    1-.. لَقَدْ جاءَتْ رُسُلُ رَبِّنا بِالْحَقِّ وَ نُودُوا أَنْ تِلْكُمُ الْجَنَّةُ أُورِثْتُمُوها بِما كُنْتُمْ تَعْمَلُون(43 اعراف)

    هر آينه فرستادگان پروردگارمان براستى و درستى آمدند. و ايشان را آواز دهند كه آن را به پاداش آنچه مى‏كرديد به شما ميراث داده‏اند

    تمرین : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    25 بقره:« قالُوا هذَا الَّذِي رُزِقْنا مِنْ قَبْل »

    19 حج:« هذانِ خَصْمانِ اخْتَصَمُوا فِي رَبِّهِم »

    58 بقره:« وَ إِذْ قُلْنَا ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَة »

    52 بقره:« ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ »

    102 انعام:« ذلِكُمُ اللَّهُ رَبُّكُم »

    134 بقره:« تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَتْ »

    5 نمل:« أُوْلئِكَ الَّذِينَ لَهُمْ سُوءُ الْعَذاب »

    91 نساء:« وَ أُولئِكُمْ جَعَلْنا لَكُمْ عَلَيْهِمْ سُلْطاناً مُبِينا »

    20 اسراء:« كُلًّا نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ مِنْ عَطاءِ رَبِّك »

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قزآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [جمعه 1394-04-05] [ 04:16:00 ب.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com