آموزش قرآن
 
  خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

   


اسفند 1399
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << <   > >>
            1
2 3 4 5 6 7 8
9 10 11 12 13 14 15
16 17 18 19 20 21 22
23 24 25 26 27 28 29
30            



بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com




جستجو





Random photo

حدیث روز (رضایت شوهر از زن)





کاربران آنلاین

  • تنهایی
  • خادم الزهراء
  • مهدویت ریحانه النبی شادگان




  • کاربران تصادفی





    حدیث موضوعی

    حدیث موضوعی



    اوقات شرعی



      دل نوشته ای با امام رضا   ...
    دل نوشته ای با امام رضا

    دلم هوای مشهد دارد

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [دوشنبه 1394-06-02] [ 02:54:00 ب.ظ ]





      گام سوم : افعال- درس سوم :فعل امر   ...

    درس سوم

    فعل امرونهی

    فعل امر ونهی صورت انشایی دارند نه خبری. یعنی معنای طلب درآنها است و همواره با تغییراتی که در فعل مضارع صورت می گیرد ساخته می شوند .

    با آوردن یک«لا» بر سر فعل مضارع و جزم دادن به آخر آن (یا با ساکن و یا با حذف نون عوض رفع ) می توان یک فعل نهی ساخت که ترجمه ی آن دستور دادن بر ترک یک فعل است مثلا فعل «تأکلون»(می خورید) وقتی به نهی تبدیل می شود به این صورت می شود که:«لا تأکلوا» (نخورید)

    و اگر همین فعل را بخواهیم به فعل امر تبدیل کنیم اگر در صیغه های مخاطب باشیم باید علاوه بر اینکه حرف آخر فعل را ساکن می کنیم و یا نون عوض رفع را حذف می کنیم ،حروف مضارعه ی فعل را نیز از آغاز فعل برداریم و در صورتی که قابل خواندن نبود یک همزه ی کمکی به آن اضافه می کنیم.به طور مثال در فعل«تضربون »(می زنید) که تبدیل می شود به «إضربو» (بزنید)

    و فعل «تثبت» (ثابت می کنی)که می شود«ثبت» (ثابت کن) .

    در صیغه های غایب و متکلم نیز کافی است آخر فعل مضارع را مجزوم کنیم و به ابتدای آن هم یک حرف لام مکسوره اضافه کنیم وبه طور مثال:«یضرب» (می زند)می شود:«لیضرب»(باید بزند)

    نمونه های قرآنی زیر به شما در شناسایی فعل های امر کمک می کند:

    1- وَ إِذا كُنْتَ فِيهِمْ فَأَقَمْتَ لَهُمُ الصَّلاةَ فَلْتَقُمْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا أَسْلِحَتَهُمْ فَإِذا سَجَدُوا فَلْيَكُونُوا مِنْ وَرائِكُمْ وَ لْتَأْتِ طائِفَةٌ أُخْرى‏ لَمْ يُصَلُّوا فَلْيُصَلُّوا مَعَكَ وَ لْيَأْخُذُوا حِذْرَهُمْ وَ أَسْلِحَتَهُمْ (102 نساء)

    و چون در ميان آنها باشى و براى آنها نمازخوف برپا كنى، يك گروه از آنها بایدبا تو برخيزند (و نماز كنند) و البته بايد سلاح‏هاى خود را برگيرند، و چون سجده كردند  در پشت سر شما قرار گيرند و آن گروه ديگر كه نماز نخوانده‏اند بيايند و با (ركعت دوم) تو نماز بخوانند و البته بايد بر حذر باشند و سلاح‏هاى خود را برگيرند

    توضیح:تمامی فعل هایی که در این آیه مشخص شده اند فعل امر در صیغه های غایب هستند که با آوردن لام مکسوره بر سر فعل مضارع ،امر ساخته شده است و در ترجمه هم معنای دستور و التزام آورده می شود.

    « فَلْتَقُمْ » و« وَ لْتَأْتِ » مفرد مؤنث غایب هستند.« وَ لْيَأْخُذُوا » و« فَلْيَكُونُوا » و« فَلْيُصَلُّوا » و« وَ لْيَأْخُذُوا » جمع مذکر غایب هستند. که همه ی این ها به خاطر اینکه یک واو یا فاء بر سرشان آمده باعث شده است که لام امر ساکن شود.

    2- وَ لْيَحْكُمْ أَهْلُ الْإِنْجِيلِ بِما أَنْزَلَ اللَّهُ فِيه(47 مائده)

    و بايد داورى كنند اهل انجيل به آنچه خدا در آن نازل كرده .

    توضیح: « وَ لْيَحْكُمْ » مفرد مذکر غایب است.

    نکته : سه نوع لام داریم که بر سر فعل مضارع وارد می شود یکی از آن ها لام امر است .دیگری از حروف ناصب است و دیگری حرف تاکید است.اما مشخصه ی لام امر همین است که اگر یک واو یا فاء بر سر آن وارد شود ،ساکن می شود ولی دو لام دیگر این چنین نیستند. به (آیه ی 5 حشر) و (آیه ی 13 عنکبوت) مراجعه کنید تا این تفاوت را ملاحظه نمایید.

    3- وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِي كُنْتُمْ تُوعَدُون(30 فصلت)

    و شادمان شويد به بهشتى كه بوديد وعده مى‏شديد

    توضیح: « أَبْشِرُوا » فعل امر است در صیغه ی جمع مذکر مخاطب و چون به باب افعال مربوط می شود همزه ی امر در آن مفتوح است

    4- وَ أَبْصِرْ فَسَوْفَ يُبْصِرُون (179 صافات)

    و به آنان بنگر كه به زودى (كيفر خود را) خواهند ديد.

    توضیح: «» فعل امر است در صیغه ی مفرد مذکر مخاطب.

    5- قالُوا ابْنُوا لَهُ بُنْياناً فَأَلْقُوهُ فِي الْجَحِيم(97 صافات)

    گفتند: براى او بنايى بسازيد و او را در جهنمى از آتش بيفكنيد.

    هر دو فعل ،امر هستند در صیغه ی جمع مذکر مخاطب .با این تفاوت که فعل«أَلْقُو» چون مربوط به باب افعال است با همزهی مفتوح آمده است

    6-وَ اسْتَغْفِرِي لِذَنْبِك(29 یوسف)

    از گناهت آمرزش بخواه

    توضیح: « اسْتَغْفِرِي » مربوط است به صیغه ی مفرد مؤنث مخاطب.

    *اکنون نمونه هایی از فعل نهی را نیز در آیات زیر مورد توجه قرار دهید.

    1- وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ لا تُفْسِدُوا فِي الْأَرْضِ قالُوا إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ(11 بقره)

    و چون به آنها گفته شود: در روى زمين فساد نكنيد گويند: جز اين نيست كه ما اصلاح گريم.

    توضیح: « لا تُفْسِدُوا » فعل نهی است در صیغه ی جمع مذکر مخاطب.

    نکته: چند نوع «لا» داریم که یکی از آن ها لای نهی است و دیگری لای نفی است که فقط فعل را منفی می کند و تفاوت آن با لای نهی در این است که آخر فعل مضارع را تغییر نمی دهد.نوع دیگری از «لا» نیز هست که بر سر اسم ها وارد می شود.

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



     [ 02:48:00 ب.ظ ]





      آموزش حفظ -مفاهیم و تجوید قرآن   ...

    به اطلاع قرآن دوستان محترم می رسانم : شما می توانید رشته های مختلف قرآنی را از طریق تماس تلفنی با مدرس قرآن به راحتی آموزش ببینید . این دوره ها کاملا رایگان می باشد.در صورت تمایل و کسب اطلاعات بیشتر با شماره   09127753488 تماس بگیرید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [پنجشنبه 1394-05-29] [ 10:03:00 ق.ظ ]





      گام سوم : افعال- درس دوم : فعل مضارع   ...

    درس دوم

    فعل مضارع

    نمونه ای از صرف یک فعل مضارع در 14 صیغه:

    ماده ی «ضرب» به معنای «زدن» وبن مضارع «زن»

    غایب: یضرب   یضربان   یضربون  تضرب  تضربان  یضربن(می زند- می زنند- می زنند- می زند- می زنند-می زنند)

    مخاطب: تضرب  تضربان  تضربون  تضربین  تضربان  تضربن( می زنی- می زنید- می زنید- می زنی- می زنید- می زنید)

    متکلم: أضرب  نضرب(می زنم- می زنیم)

    هر ماده ی فعلی دیگری را هم در نظر بگیرید به همین صورت در زمان مضارع(حال و آینده) صرف می شود

    بنابراین در شناسایی فعل مضارع، کافی است ضمایر مربوط به فعل مضارع  وحروف مضارعه، که در بالا با رنگ قرمز نشان داده شده است را بشناسید .

    تمرین:اکنون شما ماده «ذهب» به معنای «رفتن » و بن مضارع «رو» را مانند نمونه ی بالا صرف کنید و ترجمه کنید

    *نمونه های قرآنی زیر انواع فعل مضارع را به همراه ترجمه ی مناسب به شما معرفی می نماید:

    1- فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ وَرِثُوا الْكِتابَ يَأْخُذُونَ عَرَضَ هذَا الْأَدْنى(169 اعراف)

    پس بعد از آنها جانشينانى كه تورات را به ارث بردند جايگزين آنها شدند، آنها متاع اين جهان پست را مى‏گيرند

    توضیح: « يَأْخُذُونَ » فعل مضارع اخباری یا ساده است مربوط به «جمع مذکرغایب»

    2- ما هذا إِلَّا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ يَأْكُلُ مِمَّا تَأْكُلُونَ مِنْهُ وَ يَشْرَبُ مِمَّا تَشْرَبُون(33 مؤمنون)

    اين مرد جز بشرى مانند شما نيست، مى‏خورد از آنچه مى‏خوريد و مى‏نوشد از آنچه مى‏نوشيد

    توضیح: دو فعل« يَأْكُلُ » و « يَشْرَبُ » مضارع اخباری هستند مربوط به «مفردمذکرغایب» و دو فعل « تَأْكُلُونَ » و« تَشْرَبُون » مضارع اخباری مربوط به «جمع مذکرمخاطب»

    3- ثُمَّ يَأْتِي مِنْ بَعْدِ ذلِكَ سَبْعٌ شِدادٌ يَأْكُلْنَ ما قَدَّمْتُمْ لَهُن(48یوسف)

    آن گاه پس از آن، هفت سال سخت و قحطى مى‏آيد كه آنچه را از پيش براى آنها نهاده‏ايد (ذخيره كرده‏ايد) مى‏خورند

    توضیح: دو فعل« يَأْتِي » و« يَأْكُلْنَ » مضارع هستند و مربوط به «مفردمذکرغایب» و«جمع مؤنث غایب»

    4- فَرِيقاً تَقْتُلُونَ وَ تَأْسِرُونَ فَرِيقا(26 احزاب)

    جمعى را مى‏كشيد، و بعضى را اسير ميكنيد

    توضیح: دو فعل« تَقْتُلُونَ » و« تَأْسِرُونَ » مضارع هستند و مربوط به «جمع مذکرمخاطب»

    5- أَ صَلاتُكَ تَأْمُرُكَ أَنْ نَتْرُكَ ما يَعْبُدُ آباؤُنا(87 هود)

    آيا نمازت تو را دستور مى‏دهد كه ما رها كنيم آنچه را پدرانمان مى‏پرستند

    توضیح: فعل«تَأْمُر» و« يَعْبُدُ »مربوط به «مفرد مؤنث غایب» و«مفرد مذکرغایب» وفعل« نَتْرُك»مربوط به «متکلم مع الغیر» است

    نکته :گاهی پیش می آید که در ترجمه، فعل مضارع به صورت اخباری ترجمه نمی شود بلکه ساده و بدون آوردن «می » ترجمه می شود.

    6- تُولِجُ اللَّيْلَ فِي النَّهارِ وَ تُولِجُ النَّهارَ فِي اللَّيْلِ وَ تُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ وَ تُخْرِجُ الْمَيِّتَ مِنَ الْحَيِّ وَ تَرْزُقُ مَنْ تَشاءُ بِغَيْرِ حِساب(27 آل عمران)

    شب را در روز درمى‏آورى و روز را در شب درمى‏آورى و زنده را از مرده بيرون مى‏آورى، و مرده را از زنده بيرون مى‏آورى، و هر كه را می خواهى بى‏حساب روزى مى‏دهى.

    توضیح: تمامی فعل هایی که در آیه مشخص شده اند مربوط به «مفرد مذکرمخاطب» می باشند.

    7- فَانْظُرِي ما ذا تَأْمُرِين(33 نمل)

    پس بنگر چه دستور مى‏دهى.

    توضیح:« تَأْمُرِين » مربوط به «مفردمؤنث مخاطب» می باشد.

    8- أُبَلِّغُكُمْ رِسالاتِ رَبِّي(68 اعراف)

    رسالت‏ها و پيام‏هاى پروردگارم را به شما مى‏رسانم

    توضیح:« أُبَلِّغُ» مربوط به «متکلم وحده» است

    تمرین:شما می توانید روزانه در یک صفحه از قرآن فعل های مضارع در صیغه های مختلف را که تا کنون شناخته اید بیابید و ترجمه کنید

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [دوشنبه 1394-05-26] [ 11:07:00 ق.ظ ]





      گام سوم: افعال - درس اول : فعل ماضی   ...

                                                             گام سوم

    افعال

    فعل کلمه ای است که بر انجام کار یا روی دادن حالتی در یکی از زمان های گذشته،حال و آینده دلالت دارد واگر در کلمه ای معنای انجام کار وجود داشت ولی زمان نداشت آن کلمه ،دیگر اسم نیست بلکه مصدر است .ما به راحتی می توانیم مصدر را به فعل تبدیل کنیم .تنها کافی است آن را زمان دارکنیم.در فارسی این کار به این صورت حاصل می شود که نون مصدر را برمی داریم و شکل فعل ماضی یا مضارع را ایجاد می کنیم به طور مثال در مورد مصدر «زدن»: این مصدر یک بن ماضی دارد و یک بن مضارع.بن ماضی آن با حذف نون مصدری به دست می آید و از طریق این بن ماضی انواع فعل های ماضی ساخته می شود .(ماضی ساده:زدم-ماضی نقلی:زده ام-ماضی استمراری:می زدم-ماضی بعید:زده بودم) بن مضارع آن از طریق فعل امرهمین ماده بدست می آید یعنی «زدن » را اگر به صئرت دستوری بیان کنیم می شود«بزن» و با حذف حرف «باء» کلمه «زن » میم ماند که همان بن مضارع است و بواسطه ی همین بن مضارع می توانیم انواع فعل مضارع را سازیم.( مضارع اخباری:می زنم-مضارع التزامی:بزنم…) و نیز با اضافه کردن حرف «ب» بر سر بن مضارع ،فعل امر هم ساخته می شود و البته لازم به ذکر است که همگی این فعل ها در شش صیغه صرف می شوند.

    علت اینکه در مورد ساختار فعل ها در فارسی سخن گفتیم این است که ما به این ساختارها در ترجمه ی انواع فعل های عربی نیازمندیم چون در عربی هم همه ی انواع این فعل ها را داریم و اگر با انواع فعل در فارسی آشنا نباشیم نمی توانیم ترجمه ی دقیق و درستی از افعال عربی داشته باشیم .تنها تفاوت فعل های عربی با فارسی در تعداد صیغه ها است که در فارسی شش صیغه داریم و در عربی 14 صیغه داریم.دراین 14 صیغه ؛6 صیغه مربوط به افرادی است که در مورد آن ها صحبت می کنیم یعنی غایب هستند.6 صیغه نیز مربوط به افرادی است که خطاب به آن ها صحبت می کنیم یعنی مخاطب هستند  و دو صیغه هم مریوط به خودمان است یعنی متکلم . اکنون سعی ما براین است که بر اساس آیات قرآنی شما را با انواع ساختارها و زمان ها ی مختلف فعلی آشنا کنیم .

    درس اول

    فعل ماضی

    نمونه ای از صرف یک فعل ماضی در 14 صیغه:

    ماده ی «ضرب» به معنای «زدن»  بن ماضی«زد»

    غایب: ضَرَبَ  ضَرَبَا  ضَرَبوا  ضَرَبَتْ  ضَرَبَتا  ضَرَبْنَ (زد- زدند – زدند – زد – زدند - زدند)

    مخاطب: ضَرَبْتَ ضَرَبْتما  ضَرَبْتم  ضَرَبْتِ   ضَرَبْتما  ضَرَبْتن (زدی- زدید- زدید- زدی- زدی- زدید)

    متکلم: ضَرَبْتُ  ضَرَبْنا(زدم- زدیم)

    هر ماده ی فعلی دیگری را هم در نظر بگیرید به همین صورت در زمان ماضی(گذشته) صرف می شود

    بنابراین در شناسایی فعل ماضی کافی است ضمایر مربوط به فعل ماضی که در بالا با رنگ قرمز نشان داده شده است را بشناسید .

    نکته: البته برخی ماده های فعلی به جهت تغییراتی که در آن ها انجام می شود شکل ظاهری متفاوتی دارند ولی راه تشخیصشان همان ضمایر فاعلی است که در صرف فعل به کار می رود.افعالی مثل:

    «قال- جاء- هَدى-سَعى…..»

    تمرین:اکنون شما ماده «ذهب» به معنای «رفتن » و بن ماضی«رفت» را مانند نمونه ی بالا صرف کنید و ترجمه کنید

    *نمونه های قرآنی زیر انواع فعل ماضی را به همراه ترجمه ی مناسب به شما معرفی می نماید:

    1-ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلاً عَبْداً مَمْلُوكاً لا يَقْدِرُ عَلى‏ شَيْ‏ءٍ (75 نحل)

    خداوند مثلى زد برده مملوكى را كه توانايى بر هيچ چيزى ندارد……

    توضیح:«ضَرَبَ» فعل ماضی ساده است مربوط به « مفرد مذکرغایب» به معنی « زد »

    2- وَ ضَرَبْنا لَكُمُ الْأَمْثال (45 ابراهیم)

    و مثال‏ها براى شما زديم

    توضیح:« ضَرَبْنا » فعل ماضی ساده است مربوط به «متکلم مع الغیر» به معنای «زدیم»

    3- انْظُرْ كَيْفَ ضَرَبُوا لَكَ الْأَمْثال(48 إسراء)

    بنگر كه چگونه براى تو مثل‏ها زدند

    توضیح: « ضَرَبُوا» فعل ماضی ساده است مربوط به « جمع مذکرغایب» به معنای «زدند»

    4- فَلَمَّا سَمِعَتْ بِمَكْرِهِنَّ أَرْسَلَتْ إِلَيْهِن(31 یوسف)

    پس چون (زن عزيز) سخنان مكرآميز آنها را شنيد سراغ آنها فرستاد.

    توضیح:دو فعل « سَمِعَتْ » و « أَرْسَلَتْ » ماضی ساده هستند مربوط به « مفرد مؤنث غایب» به معنای « شنيد » از مصدر «شنیدن» و« فرستاد » از مصدر «فرستادن»

    5- فَإِنْ أَرْضَعْنَ لَكُمْ فَآتُوهُنَّ أُجُورَهُن(6 طلاق)

    و اگر براى شما بچه را شير دادند اجرت آنها را بپردازيد

    توضیح: « أَرْضَعْنَ » فعل ماضی ساده است مربوط به « جمع مؤنث غایب» به معنای « شير دادند » از مصدر «شیر دادن»

    6- الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِينا(3 مائده)

    امروز دين شما را برايتان كامل کردم و نعمت خود را بر شما تمام کردم و اسلام را براى شما به عنوان آيينى (استوار و پايدار) پذيرفتم

    توضیح: هر سه فعلی که در آیه مشخص شده است ماضی ساده هستند و مربوط به«متکلم وحده»  .

    7- إِنَّكُمْ رَضِيتُمْ بِالْقُعُودِ أَوَّلَ مَرَّةٍ(83 توبه)

    شما براى نخستين بار به کناره گیری از میدان جنگ راضى شديد(پذیرفتید).

    توضیح: « رَضِيتُمْ » فعل ماضی ساده است مربوط به « جمع مذکرمخاطب» به معنای « پذیرفتید » از مصدر «پذیرفتن»

    8- وَ ما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ وَ لكِنَّ اللَّهَ رَمى (17 انفال)

    و نينداختى تو آن گاه که مشت خاك را انداختى و ليكن خدا انداخت

    توضیح: « ما رَمَيْتَ » ماضی ساده منفی است و « رَمَيْتَ » ماضی ساده است و هردو مربوط به«مفرد مذکرمخاطب» هستند .

    9- قالَ ما خَطْبُكُنَّ إِذْ راوَدْتُنَّ يُوسُفَ عَنْ نَفْسِه(51 یوسف)

    گفت چه بود حالتان هنگامى كه كامجو شديد بفريب يوسف از نفسش.

    توضیح: « راوَدْتُنَّ » فعل ماضی ساده است مربوط به « جمع مؤنث مخاطب»

    10- فَأَكَلا مِنْها(121 طه)

    پس خوردند از آن.

    توضیح: « أَكَلا » فعل ماضی ساده است مربوط به « مثنی مذکرغایب»

    تا این جا تلاش شد تا بیشتر صیغه ها در قالب عبارات قرآنی به شما معرفی شود .نکته ی قابل ذکر این است که معنای ماضی ساده را شما در ساختار:« لَمْ +فعل مضارع » نیز می توانید ملاحظه کنید البته ماضی ساده ی منفی .

    11-فَإِنْ لَمْ تَفْعَلُوا..(24 بقره)

    اگر شما اين كار را انجام نداديد.

    توضیح:« لَمْ تَفْعَلُوا » فعل مضارع است ولی در معنای ماضی ساده ی منفی .

    تمرین :اکنون شما در صفحه ای از قرآن، فعل های ماضی را که نمونه های آن را در آیات بالا شناختید ،بیابید و ترجمه کنید

    نکته :انواع دیگر فعل ماضی ساختار مشخصی دارند :

    ماضی نقلی: قَدْ +فعل ماضی

    *تِلْكَ أُمَّةٌ قَدْ خَلَت (134 بقره)

    آنها امتى بودند كه اكنون درگذشته‏اند

    ماضی نقلی (منفی): لَمَّا +فعل مضارع

    *أَمْ حَسِبْتُمْ أَنْ تَدْخُلُوا الْجَنَّةَ وَ لَمَّا يَعْلَمِ اللَّهُ الَّذِينَ جاهَدُوا مِنْكُمْ وَ يَعْلَمَ الصَّابِرِين (142 آل عمران)

    آيا چنين پنداشتيد كه شما وارد بهشت خواهيد شد، در حالى كه خداوند مجاهدان از شما و صابران را هنوز مشخّص نساخته است

    ماضی بعید:کان+قد+فعل ماضی

    * وَ أَنْ عَسى‏ أَنْ يَكُونَ قَدِ اقْتَرَبَ أَجَلُهُم(185 اعراف)

    واينكه شايد پايان عمرشان نزديك شده باشد

    ماضی استمراری: کان+ فعل مضارع

    * وَ أَنْ تَصُومُوا خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُون(184 بقره)

    و روزه‏داشتن براى شما بهتر است اگر مى‏دانستيد

    تمرین: شما می توانید در یک صفحه ی قرآنی فعل هایی که تا کنون شناخته اید را جستجو و شناسایی کنید

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [یکشنبه 1394-05-18] [ 10:15:00 ق.ظ ]





      نماز اول وقت   ...
    نماز اول وقت
    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



    [سه شنبه 1394-05-13] [ 11:39:00 ق.ظ ]





      گام دوم - درس پنجم وششم   ...

    درس پنجم

    اسم تفضیل

    اسم تفضیل بر برتری صفتی در کسی یا چیزی دلالت دارد و دارای دو وزن افعل (مذکر) و فعلی(مؤنث) می باشد .ترجمه ی اسم تفضیل عربی همان «صفت برتر» در فارسی است یعنی با پسوند «تر» همراه است .

    نکته:در صورتی که اسم تفضیل با «من» آمده باشد در ترجمه ی آن پسوند «تر» می آید اما اگر اسم تفضیل بدون «من» آمده باشد و به کلمه ی بعد از خود اضافه شده باشد آنگاه صفت برترین محسوب می شود و در ترجمه باید پسوند«ترین» بیاید.اسم تفضیل را نیز می توان به صورت مثنی یا جمع آورد.ولی نیازی نیست که در ترجمه نیزجمع، معنا شود.

    به آیات زیر و ترجمه ی اسم تفضیل در آن ها دقت نمایید:

    1-وَ أَخِي هارُونُ هُوَ أَفْصَحُ مِنِّي لِسانا(34 قصص)

    و برادرم هارون زبانش از من فصيح‏تر است.

    2-وَ أَنْ تَعْفُوا أَقْرَبُ لِلتَّقْوى(237 بقره)

    و گذشت شما به تقوى نزديكتر است

    نکته: در این آیه «من» حذف شده است بنابراین چون در اصل کلام «من» وجود داشته است پس درترجمه به صورت صفت برتر ترجمه می شود.

    3-وَ لَتَجِدَنَّ أَقْرَبَهُمْ مَوَدَّةً لِلَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ قالُوا إِنَّا نَصارى(82 مائده)

    و نزديكترين آنها را در دوستى با مؤمنان كسانى مى‏يابى كه گفتند: ما نصاراييم.

    4-لِيَجْزِيَهُمُ اللَّهُ أَحْسَنَ ما كانُوا يَعْمَلُون(121توبه)

    تا خدا به نيكوترين آنچه مى‏كردند پاداششان دهد

    5- وَ اللَّهُ خَيْرٌ وَ أَبْقى(73 طه)

    و خدا بهترین و پاینده ترین است

    نکته: کلمه ی« خَيْرٌ » و« شَر» نیز اسم تفضیل هستند که همزه ی آنها حذف شده است .

    6- ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ عِنْدَ بارِئِكُم(54 بقره)

    اين كار براى شما در پيشگاه خالقتان بهتر است

    تمرین : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    *23 زمر:« اللَّهُ نَزَّلَ أَحْسَنَ الْحَديثِ »

    *71 طه:« وَ لَتَعْلَمُنَّ أَيُّنا أَشَدُّ عَذاباً وَ أَبْقى‏ »

    *13 حجرات:« إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُم »

    *97 توبه:« الْأَعْرابُ أَشَدُّ كُفْراً وَ نِفاقاً وَ أَجْدَرُ أَلاَّ يَعْلَمُوا حُدُودَ ما أَنْزَلَ اللَّهُ عَلى‏ رَسُولِهِ »

    *8 یوسف:« إِذْ قالُوا لَيُوسُفُ وَ أَخُوهُ أَحَبُّ إِلى‏ أَبينا مِنَّا »

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قزآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    درس ششم

    اسم زمان ومکان ومصدر میمی

    این دسته از مشتقات نیز دارای دو نوع ساختار هستند .یک نوع آن بر دووزن«مفعل» و«مفعل» می اید و فرق اینکه کدامیک از سه مورد بالا(اسم زمان،اسم مکان و یا مصدر میمی ) می باشد را باید از قرائن و شواهد کلام به دست بیاوریم و براین اساس به صورت اسم مکان،اسم زمان و یا مصدری ترجمه کنیم.نوع دیگر این سه مشتق به این ترتیب است که در آغاز آن میم مضموم می آید وحرف ماقبل آخر آن نیز مفتوح می باشد.یعنی ساختاری همانند ساختار دوم از اسم مفعول و البته در تشخیص اینکه این وزن مشترک ،مربوط به کدامیک می باشد باید به قرائن و شواهد کلام دقت شود.

    اکنون نمونه های قرآنی این اوزان را ملاحظه نمایید:

    1- وَ إِنْ أَحَدٌ مِنَ الْمُشْرِكِينَ اسْتَجارَكَ فَأَجِرْهُ حَتَّى يَسْمَعَ كَلامَ اللَّهِ ثُمَّ أَبْلِغْهُ مَأْمَنَهُ(6 توبه)

    و اگر يكى از مشركان از تو پناه خواست او را پناه ده تا كلام خدا را بشنود سپس او را به جايگاه امنش برسان.

    2-وَ مَنْ تابَ وَ عَمِلَ صالِحاً فَإِنَّهُ يَتُوبُ إِلَى اللَّهِ مَتابا(71 فرقان)

    و آنكه توبه نمود و كرد نيكى پس بدرستى كه توبه مينمايد بسوى خدا توبه كردنى.

    نکته:” متاب” مصدر ميمى به معنى توبه است، و چون در اينجا مفعول مطلق است تاكيد را بيان مى‏كند

    3-أَوْ مِسْكِيناً ذا مَتْرَبَة(16 بلد)

    يا فقيرى خاك‏نشين.

    4-بِسْمِ اللَّهِ مَجْراها وَ مُرْساها(41 هود)

    و (نوح) گفت: در آن سوار شويد در حالى كه هنگام حركت و توقف آن بسم اللَّه گوييد.

    5-وَ إِذْ قالَ مُوسى‏ لِفَتاهُ لا أَبْرَحُ حَتَّى أَبْلُغَ مَجْمَعَ الْبَحْرَيْنِ أَوْ أَمْضِيَ حُقُبا(60 کهف)

    و آن گاه كه موسى به شاگردش گفت: من از رفتن بازنايستم تا به محل تلاقى دو دريا برسم يا مدت مديدى راه بپيمايم

    تمرین : اکنون شما می توانید با ترجمه ی جملات قرآنی زیر ترجمه ی این کلمات را تمرین کنید.(کلمات هر آیه را از هم تفکیک نمایید و با توجه به معنایی که در جدول کلمات جدید به شما ارائه شده است ترجمه ی کاملی را از این آیات بنویسید.)

    *197 آل عمران:« مَتاعٌ قَليلٌ ثُمَّ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمِهاد»

    *61 کهف:« فَلَمَّا بَلَغا مَجْمَعَ بَيْنِهِما نَسِيا حُوتَهُما فَاتَّخَذَ سَبيلَهُ فِي الْبَحْرِ سَرَبا»

    *21 جاثیه:« أَمْ حَسِبَ الَّذينَ اجْتَرَحُوا السَّيِّئاتِ أَنْ نَجْعَلَهُمْ كَالَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ سَواءً مَحْياهُمْ وَ مَماتُهُم‏»

    *121نساء:« أُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ لا يَجِدُونَ عَنْها مَحِيصا»

    تمرین هفتگی:روزانه در یک صفحه از قزآن کلماتی را که آموزش دیده اید بیابید و سعی کنید همان جمله ای که کلمه ی مورد نظر در آن بوده است را ترجمه کنید .

    موضوعات: درس اول آموزش مفاهیم  لینک ثابت



     [ 11:38:00 ق.ظ ]






      خانه آخرین مطالب لینک دوستان تماس با ما  

     
     
    بشتابید بشتابید بشتابید «زکات علم نشر آن است » حرف دل ، حرف حساب و آموزش های قرآنی هدف این وبلاگ است منتظر نظرات سازنده دوستان و خوانندگان گرامی هستم .آدرس ایمیل من : jannan.j55@gmail.com